برگردان به زبان ساده
بشکند از ناتوانی استخوان در پیکرم
قطره اشکی اگر غلتد ز مژگان ترم
هوش مصنوعی: اگر استخوانهایم از ناتوانی بشکند، حتی یک قطره اشک که از چشمانم بریزد، نشاندهندهی ضعف من خواهد بود.
دور شد از آب وصلش تا چو ماهی پیکرم
چون زبان تشنه میچسبد به کام بسترم
هوش مصنوعی: دور شدن از معشوق و فاصله او به من احساس تشنگی میدهد، مثل ماهی که از آب دور مانده و حالا به بستر خشکی چسبیده است.
گرچه تندم، خاطری هرگز نرنجانیدهام
در گلستان جهان خارم، ولی خارترم
هوش مصنوعی: هرچند که در رفتارم تند و تیز هستم، هیچگاه دل کسی را نرنجانیدهام. در این دنیا، مانند خار هستم که ممکن است آزاردهنده به نظر بیایم، اما خودم احساس میکنم که از آنهم سختتر و زشتتر هستم.
آتش افسردهام، اما ز سوز دل هنوز
میکند روشن چراغ آیینه از خاکسترم
هوش مصنوعی: من در درونم آتش زبانه میکشد؛ هرچند که غم و ناراحتی مرا خاموش کرده است، اما هنوز هم شعلهای از عشق و اشتیاق در دلم وجود دارد که میتواند نور و روشنی را به زندگیام بیاورد.
رشته عمرم ندارد گوهری، غیر از سخن
نسخه برگشته بختی را تو گویی مسطرم
هوش مصنوعی: عمری که دارم، ارزش و لذتی جز کلام ندارد، انگار که سرنوشت من را در قالبی نوشتهاند که تو آن را میخوانی.
با گرانجانان به جز نرمی ندارم چارهای
سرمه میگردم ز ضعف، ار کار افتد بر سرم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم با آدمهای باارزش به غیر از نرمی و محبت رفتار کنم و از شدت رنج و ضعف، در جستجوی زیبایی و تجمل هستم، اگر در شرایط سختی قرار بگیرم.
نیست واعظ شکوه از عریانیم، کز فیض عشق
جامه گوهر نگار اشک باشد در برم
هوش مصنوعی: واعظ از وضعیت ما به خاطر برهنگیمان نگران نیست، زیرا عشق موجب شده که لباس من هم از اشکهای گرانبها پوشیده شود.