برگردان به زبان ساده
نهادم عینک و، ملک عدم را بی خفا دیدم
ازین روزن عجب بستانسرای دلگشا دیدم!
هوش مصنوعی: با گذاشتن عینک، توانستم دنیای غیرمادی و خیالی را بدون هیچ پوششی ببینم. از این روزنه، مناظر زیبایی را مشاهده کردم که دلنشین و دلگشا بود.
گه از زور جوانیها و گه از ضعف پیریها
ازین ده روزه عمر بی بقا دیدی چه ها دیدم؟!
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر قوت جوانی، و گاهی به خاطر ضعف پیری، در این روزهای کوتاه عمر ناپایدار، چیزهای زیادی را تجربه کردهام و دیدهام.
ز پا هرجا فتادم، عجز من شد دستگیر من
چه یاریها که در عالم ازین بیدست و پا دیدم
هوش مصنوعی: هرجا که به زمین افتادم، ناتوانیام به من کمک کرده است. چه کمکهایی که در دنیا از افرادی دیدم که بدون دست و پا بودند.
درین جزء زمان از کس ندیدم همرهی در کل
بغیر اینکه گاهی دستگیری از حنا دیدم
هوش مصنوعی: در این بخشی از زمان، کسی را نیافتم که همراهی کند و جز در مواردی که از حنا کمک گرفتم، کسی در کنارم نبود.
ز هم خواهند این خلق خدا نشناس کام دل
بسی جستم، همین درگاه حق را بی گدا دیدم!
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که مردم، در تلاش برای رسیدن به خواستههای خود، در نهایت به درگاه حق و حقیقت میرسند. شاعر با اشاره به اینکه در جستجوی دلخواه خود راههای زیادی را پیموده، به این نکته اشاره میکند که در نهایت تنها در نزد خدا و درگاه او، امید و آرامش واقعی را یافته است. به نوعی، انسانها ممکن است در جستجوی چیزهای مختلف باشند، اما نهایتاً به اهمیت و عظمت خالق پی میبرند.