برگردان به زبان ساده
تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
این راه را تمام بآغوش رفته ام
هوش مصنوعی: من برای دیدن تو به جایی رفتهام که حتی کعبه را با یاد تو در کنار خود حس میکنم و این مسیر را تماماً با عشق و استقبال به سوی تو پیش رفتهام.
دور و دراز شد سفر بیخودی مرا
گویا ببوی زلف تو از هوش رفته ام
هوش مصنوعی: سفر بیهدف و طولانی شده و به نظر میرسد که به خاطر بوی موی تو، از حال رفتهام.
در حیرتم که با همه بیقوتی چه سان
از یادت ای نگار قصب پوش رفته ام؟!
هوش مصنوعی: من در حیرتم که چطور با وجود همه ضعف و ناتوانیام، از یاد تو که زیبای پوشیده از پارچهای نیمه شفاف هستی، دور شدهام؟
نازش ز چین جبهه برویم کشیده تیغ
تا چون خطش بسیر بنا گوش رفته ام
هوش مصنوعی: ناز و زیبایی او مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده و به طوری عمیق در دل و جانم نفوذ کرده که گویی شوق و عشقش چنان بر من غلبه کرده که احساس میکنم تیغی از زیباییاش به قلبم نشسته است.
واعظ بمجلسی که در آن بوده حرف دوست
خود را ز شوق کرده فراموش رفته ام
هوش مصنوعی: من در مراسمی که در آن شرکت کردهام، از شوق و اشتیاق، سخنان دوستم را فراموش کردهام.