برگردان به زبان ساده
گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
رسید مرگ و، تو بسیار غافلی، غافل!!
هوش مصنوعی: عمر تو به پایان رسید و تو هنوز در کارها تنبلی میکنی، در حالی که مرگ نزدیک است و تو به شدت در غفلت به سر میبری!
دم از کمال زنی، ز آنکه ناقصی ناقص!
کنی بدانش خود ناز، جاهلی، جاهل!!
هوش مصنوعی: وقتی درباره کمال و فضیلت صحبت میکنی، بدان که اگر خودت نقصان و نواقصی داری، آن را فقط به دانش و آگاهیات نسبت نده. گاهی اوقات نادانی ما باعث میشود که به جاهای نادرست برویم و ارزشهای واقعی را فراموش کنیم.
بخویش بسته از آنی، که بیخودی بیخود!
ز حق گسسته از آنی، که باطلی، باطل!!
هوش مصنوعی: تو از آنچه هستی به خود وابستهای و وقتی خود را فراموش کنی، به حالتی نابالغ و بیخود میرسی. تو از حقیقت فاصله گرفتهای و در نتیجه، به چیزی پوچ و بیهدف تبدیل شدهای.
ز خود چو تیر گریزت بود ضرور، ضرور!
بخویشتن چو کمان، سخت مایلی، مایل!!
هوش مصنوعی: اگر از خودت فرار میکنی، این کار ضروری است! اما به خودت نیز باید گرایش و تعلق داشته باشی.
از آن نه پند پذیری، که واعظی واعظ!
از آن به بند اسیری، که عاقلی، عاقل!!
هوش مصنوعی: تو از کسی که نصیحت میکند چیزی نمیگیری و در بند مشکلاتی هستی که خودت به آنها گرفتار شدهای، هرچند عقل و درایت داری.