برگردان به زبان ساده
دولتی نیست به از تیغ تو بیباک مرا
سرنوشتی نبود جز خم فتراک مرا
هوش مصنوعی: هیچ حکومتی بهتر از نیروی شجاع تو وجود ندارد و سرنوشت من جز با سر خم کردن در برابر تو رقم نخورده است.
آنچنان گشته ام از ضعف، که بعد از مردن
رستن سبزه،برون آورد از خاک مرا
هوش مصنوعی: من به قدری ضعیف و ناتوان شدهام که حتی پس از مرگم، سبزهای از خاک بیرون میآید و مرا بازمیدارد.
هر نفس آب حیاتی کشم از تیغ کسی
به رخ دل در فیضی است ز هر چاک مرا
هوش مصنوعی: من هر دم از تیغ کسی که به دل من نشسته، آب حیات مینوشم؛ این نعمت و فیضی است که از هر زخم و چاک در دل من میرسد.
نه چنان بر سر کوی تو ز خود گم گشتم
که به غربال توان یافت از آن خاک مرا
هوش مصنوعی: من آنقدر در کوی تو حیران و سرگردان نشدهام که نتوان در میان خاک آن، مرا پیدا کرد.
بسکه کوتاه بود روز وصالش واعظ
ترسم از جیب به دامن نرسد چاک مرا
هوش مصنوعی: روز وصال او چنان کوتاه بود که نگرانم مبادا واعظ از جیب خود به دامن من نرسد، یعنی نتواند کمکی به من کند یا من را یاری دهد.