شمارهٔ ۴۰۷
واعظ قزوینی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴۰۷
موج دریای محنتی است نفس
رگ ابر کدورتیست نفس
هر دم از زندگی که میگذرد
در پیش آه حسرتیست نفس
اهل دل را ز بی بقائی عمر
بر لب انگشت حسرتیست نفس
سرمه چشم عبرتیست نگاه
دود آه ندامتیست نفس
واعظ از دل همیشه تا به لبم
شاهراه شکایتی است نفس
شمارهٔ ۴۰۶: باشد بکشت عمر تو برق فنا نفس
شمارهٔ ۴۰۸: گذشت زندگی و، شد ز دست کار افسوس
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
موج دریای محنتی است نفس
رگ ابر کدورتیست نفس
هوش مصنوعی: موج دریا نماد مشکلات و سختیهاست و نفس، مانند رگهای ابر، حس سنگینی و ناراحتی را به همراه دارد.
هر دم از زندگی که میگذرد
در پیش آه حسرتیست نفس
هوش مصنوعی: هر لحظهای که از زندگی میگذرد، حسرتی در دل به جا میگذارد.
اهل دل را ز بی بقائی عمر
بر لب انگشت حسرتیست نفس
هوش مصنوعی: کسانی که دل باختهاند، به خاطر عمر کوتاه و ناپایدار، همواره حسرتی بر لب دارند و نفسشان به تنگی میآید.
سرمه چشم عبرتیست نگاه
دود آه ندامتیست نفس
هوش مصنوعی: اشک چشم نشانهای از پشیمانی و عذاب وجدان است، و هر نفس که میکشیم به یاد غم و حسرتی میباشد.
واعظ از دل همیشه تا به لبم
شاهراه شکایتی است نفس
هوش مصنوعی: واعظ همیشه در دل من یک مسیر شکایت نفس وجود دارد که به لبانم میرسد.