برگردان به زبان ساده
یار طفلست و،ره کوچه نجسته است هنوز
از لبش خط سخن خوب نرسته است هنوز
هوش مصنوعی: دوست من هنوز بچه است و به خیابانها قدم نگذاشته و از دهانش کلام زیبا و دلنشینی خارج نشده است.
نیست دندان که نمایان شده از لعل لبش
هست طفل و، دهن از شیر نشسته است هنوز
هوش مصنوعی: دندانهای او که درخشان و زیباست، هنوز در حال رشد و نمایان شدن هستند و او هنوز از شیر مادر تغذیه میکند.
صرصر آه جگر سوز دل از کف شده یی
از رخش بند نقابی نگسسته است هنوز
هوش مصنوعی: آهی عمیق و دردناک از دل برمیآید و نشان میدهد که کسی از غم و اندوه خود به شدت رنج میبرد. او هنوز نتوانسته است خود را از غم و ناراحتیهایش رها کند و همچنان به پوشش و ظاهری که به خود گرفته، ادامه میدهد.
نرسیده است بدامان لبش دست هوس
چهره اش جز عرق شرم نشسته است هنوز
هوش مصنوعی: هنوز به لبهایش دست نیافتهام و آرزویم به چهرهاش تنها عرق شرم را نشان میدهد.
رسم دلجویی عشاق نیاموخته است
ره سوی خانه آیینه نجسته است هنوز
هوش مصنوعی: عشاق هنوز نتوانستهاند رسم دلداری و دلجویی یکدیگر را به خوبی یاد بگیرند و هنوز نتوانستهاند به سمت خانهای که نماد عشق و زیبایی است، به درستی راه پیدا کنند.
خاک بازی، نه رخش را بغبار آلوده است
گرد راه عدم از چهره نشسته است هنوز
هوش مصنوعی: خاک بازی، نه اینکه چهرهاش به خاک و غبار آغشته شده، بلکه هنوز نشانی از جادهی بیراهی بر صورتش باقی مانده است.
در دلش مغز وفا نیست هنوز از خامی
نونهال است و ثمر خوب نبسته است هنوز
هوش مصنوعی: او هنوز وفاداری را در دل خود ندارد، چرا که مانند گیاهی جوان و نرسیده است و هنوز میوهٔ خوبی نداشته است.
پیر شد واعظ و، دیگر سخنش طفلانه است
از دل این گرد هوس پاک نشسته است هنوز
هوش مصنوعی: واعظ پیر شده و سخنانش دیگر مانند حرفهای کودکان شده است. ولی در دل او هنوز نشانههایی از خواستههای دنیوی باقی مانده است.