برگردان به زبان ساده
گردید حرص افزون، آن را که مال افزود
میگردد آب پر زور، چون میشود گل آلود
هوش مصنوعی: هرچه حرص و طمع بیشتری داشته باشی، وقتی به مال و ثروت بیشتری دست پیدا کنی، در واقع مانند آبی میشوی که پر از حرکت و جوشش است، اما وقتی به گل آلودی دچار میشود، نشان دهندهی ناپاکی و مشکلاتی است که به دنبال دارد.
در دل محبت زر، سودا فزاست در سر
روشن بود که آذر، هرگز نبوده بی دود
هوش مصنوعی: در دل عشق به طلا، احساسات و خواستهها افزایش مییابد. در ذهن، روشن است که آتش هرگز بدون دود نیست.
آن را که دست احسان، کم سوده دست عوران
دست از تأسف آن، خواهد بسی بهم سود
هوش مصنوعی: کسی که به دیگران کمک میکند، اگر از روی احساس و تأسف باشد، در واقع خود را از خوشحالی و رضایت دنیوی محروم میکند. در اینجا گفته شده که انسانها باید با نیاتی خالص و بدون انتظار پاداش، به دیگران کمک کنند تا واقعاً سودمند باشند.
خواهی شوم مکرم، داد ودهش مکن کم
بر فرق خلق عالم، جا دارد ابر از جود
هوش مصنوعی: اگر میخواهی برخوردار از مقام و عزت باشی، نباید در بخشش و کمک به دیگران کوتاهی کنی. زیرا بر سر مردم جهان، چون باران رحمت، صداقت و generosity تو جا دارد.
راه نگاه احسان، بر حال تنگدستان
از چشم تنگ دوران، گردیده است مسدود
هوش مصنوعی: راه کمک و احسان به حال نیازمندان به خاطر نگرش محدود و تنگنظری جامعه، بسته شده است.
ما راز دانه دل، در کشت این تن گل
مقصود بود حاصل، حاصل نگشت مقصود!
هوش مصنوعی: راز دل ما در زندگی و رشد این بدن نهفته بود، اما آنچه به دنبال داشتیم به دست نیامد و به هدف نرسیدیم!
تا بود دیده دید، فکر نبود کم دید
از بهر بود گردید، عمری که بود نابود
هوش مصنوعی: چشم میتواند ببیند و فکر جا دارد که کم ببیند؛ اما به سبب وجود، زمانی که وجود دارد، زندگیاش فنا میشود.
این جان درد پرورد، صد بار امتحان کرد
به بود از دوا درد، داری چه درد بهبود؟
هوش مصنوعی: این جان که همیشه در رنج و درد بوده، بارها و بارها آزمایش شده است. آیا از درمان درد سراغی داری که بتواند به بهبودیات کمک کند؟
واعظ چه کوبکویی؟ کام از در که جویی؟
با خویشتن نگویی: جز دوست کیست موجود؟!
هوش مصنوعی: واعظ! تو چرا به دیگران نصیحت میکنی؟ آیا به دنبال چه هستی؟ آیا با خود نمیگویی که جز دوست، کسی در کنار ما نیست؟