برگردان به زبان ساده
در دیده تاب نیست دگر طفل اشک را
یاد تو کرده شوخ مگر طفل اشک را
هوش مصنوعی: در نگاه من دیگر جایی برای اشک نیست، مگر اینکه به یاد تو بخندند و شاد شوند، انگار که کودک اشک را فراموش کرده و به بازی مشغول است.
غافل نمیشود نفسی از مکیدنش
پستان مادر است جگر طفل اشک را
هوش مصنوعی: فرد هیچگاه از نعمتهای زندگی غافل نمیشود، مانند عشق و محبت که در دوران کودکی و از طریق شیر مادر به کودک منتقل میشود. این محبت و احساس، گاه به اندازهای عمیق است که باعث بروز احساسات و اشک در قلب کودک میشود.
در کوچهٔ نشاط مبادا که گم شود
مگذار هیچگه ز نظر طفل اشک را
هوش مصنوعی: در کوچهها، خوشحالی و شادابی را گم نکن؛ اجازه نده که اشک طفل از دید تو پنهان بماند.
در مهد بیقراری دل نیست طاقتش
گیریم در کنار مگر طفل اشک را
هوش مصنوعی: در محیطی که دل از آرامش بیبهره است، نمیتوانیم تاب بیاوریم، مگر اینکه به مانند کودکی، گریه کنیم و اشک بریزیم.
میپرورد به خون دل از مهربانیش
درد تو مادر است پدر طفل اشک را
هوش مصنوعی: دل از محبتش پر میشود و به خاطر درد تو، او مثل مادری است که برای فرزندش اشک میریزد.
واعظ شود چراغم روشن از او مگر
زان پرورم به خون جگر طفل اشک را
هوش مصنوعی: چراغ وجود من به واسطه واعظ روشن میشود، اما آیا میتوانم از دلدرد کودکانهای که در خون جگرم نشسته است، رهایی یابم؟