برگردان به زبان ساده
مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
که تا اِستادهای، مرگ از کفت گیرد تصرف را
هوش مصنوعی: ای آقا، لحظهای هم در جا نزن و تعلل نکن، زیرا وقتی که تو ایستادهای، مرگ میتواند از تو فرصت را بگیرد و دسترسیاش را از تو بستاند.
در اقلیم قناعت، زین سبب تنگی نمیباشد
که بیرون کردهاند از شهر، درویشان تکلف را
هوش مصنوعی: در سرزمین قناعت، اینگونه نیست که به خاطر نداشتن امکانات احساس تنگدستی کنیم، بلکه با دوری از هرگونه زحمت و تکلف، به زندگی ساده خود ادامه میدهیم.
به قدر لبگزیدن، صرفه کن از زندگی وقتی
مکن تنگ از هجوم معصیت جای تأسف را
هوش مصنوعی: به اندازهای که میتوانی از زندگی لذت ببر، اما از ارتکاب گناه خودداری کن و نگذار حسرت و تأسف بر تو حاکم شود.
جهانی زور نتواند حریف ناتوانی شد
دل زاری گرفت از دست شهری درد یوسف را!
هوش مصنوعی: در دنیای پرهیاهو، هیچ قدرتی نمیتواند به زور بر ناتوانی غلبه کند. دل غمگین و زجرکشیده از دست یوسف، همانند شهری پر از درد و رنج نشسته است.
دمی غافل نگردد یادش از یادم، چه بودی گر
زیاد خود گرفتی یاد آیین تلطف را!
هوش مصنوعی: هرگز یاد تو از خاطرم نمیرود، چه میشد اگر بیشتر به یاد خوبیها و رفتارهای لطیف میبودم؟
نگنجد در سرای آفرینش بهتری دیگر
به خاطر از فضولی ره دهد واعظ تصرف را
هوش مصنوعی: در دنیای آفرینش، هیچ چیز برتر و بهتر از عشق و محبت نمیتواند وجود داشته باشد؛ بنابراین، هر گونه کنجکاوی و فضولی در این موضوع، مانع از درک عمیق و واقعی آن میشود.