برگردان به زبان ساده
به خود دم تا فرو بردم، سخن شد
به دل تا گریه دزدیدم، چمن شد
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم گرفتم که با خودم خلوت کنم و به درون خودم سر بزنم، احساساتم به قدری عمیق شد که به گریه افتادم و در این دلشکستگی، زیبایی و تازگی زندگی برایم نمایان شد.
ز ترک کام، گردد کام حاصل
ز خاموشی توان صاحب سخن شد
هوش مصنوعی: از ترک لذت و خواسته، میتوان به خواستهای رسید. اگر ساکت باشی، میتوانی به عنوان یک صاحب نظر در گفتگوها به حساب آیی.
ز پس آیینه سانم آشنا رو
بهر خلوت که رفتم، انجمن شد
هوش مصنوعی: بعد از اینکه به آینه نگاه میکنم، از طرفی آشنا به نظر میآید. وقتی به خلوت میروم، انگار جمعی برقرار میشود.
در صد حرف، برمن بسته گردید
خموشی تا مرا قفل دهن شد
هوش مصنوعی: در صدها حرف و کلام، سکوت بر من حاکم شد، تا جایی که زبانم به قفل درآمد و نتوانستم صحبت کنم.
ترقی، از سفر، در گردباد است
تنزل کار گرداب از وطن شد
هوش مصنوعی: پیشرفت در سفر به دست میآید و در عینی که ممکن است در گردابهای زندگی دچار نقصان شویم، همواره وابستگی به وطن و محیط خود میتواند مانع افت و تنزل باشد.
چنان واعظ اسیر قید هستی است
که نتواند دمی از خویشتن شد
هوش مصنوعی: واعظی که به شدت در بند زندگی و دنیای مادی گرفتار شده، نمیتواند حتی لحظهای از وابستگیهای خود فاصله بگیرد و به آزادی فکر کند.