برگردان به زبان ساده
گره در ابروان، از گرمی خویش چو اخگر شد
نقاب از آتش رخسار او، بال سمندر شد
هوش مصنوعی: ابروهای کمانی او به نشانهٔ جذابیت و زیباییاش، مانند شعلهای از آتش میتابد. چهرهاش نیز گویی از آتش گرم است و به همین خاطر با زیبایی و فریبندگی به دیگران تاثیر میگذارد.
مشبک شد چنان از خارخار دیدنش چشمم
کزان نور نگاهم تارها چون دود مجمر شد
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر دیدن او پر از حیرت و شگفتی شد، بهطوریکه مانند دودی که از آتش بلند میشود، تاری از نور نگاه من شکل گرفت.
گنه کاران شدند از حشر من گرم عرق ریزی
رخم از رنگ خجلت آفتاب روز محشر شد
هوش مصنوعی: ناخواسته بر اثر اعمال ناپسند خود، گنهکاران در روز قیامت عرق میریزند و رنگ صورت من به دلیل شرمساری، مانند رنگ آفتاب در آن روز شده است.
ندارد مال دنیا حاصلی غیر از پشیمانی
صدف دست تأسف زد بهم، تا پر ز گوهر شد
هوش مصنوعی: دنیا هیچ سودی جز پشیمانی ندارد. صدف به خاطر احساس تأسف به هم میخورد و در نتیجه پر از گوهر میشود.
نظر بر تیره روزان، چشم روشن میکند جانا
غبار ظلمت شب، توتیای چشم اختر شد
هوش مصنوعی: دیدن چهرهی افرادی که در سختی و تنگنا هستند، روح را شاداب میکند. در حالی که تاریکی شب همه جا را فرا گرفته، ستارهها به مانند تابی زینتبخشند.
جمال گل چنین در ناله بلبل کرده بلبل را
ز فیض حسن جانان است اگر واعظ سخنور شد
هوش مصنوعی: زیبایی گل باعث شده که بلبل در حال ناله باشد و این زیبایی و خوشی از لطف معشوق است، حتی اگر واعظ هم زبان باز کند و سخنرانی کند.