برگردان به زبان ساده
بشوق آن گل عارض، مرا با خار خوش باشد
بیاد لعل او، با اشک چون گلنار خوش باشد
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی آن گل، حتی خارها برای من خوشایندند و یاد لعل او باعث میشود که اشکهایم نیز مانند گل سرخ خوشبو باشند.
بتن هر رگ مرا شاخ گلی گردیده از داغت
اگر داری دماغ سیر این گلزار، خوش باشد
هوش مصنوعی: رگهای من به خاطر عشق تو مانند شاخههای گل شدهاند و اگر از این گلزار لذت میبری، خوب است.
گرفت از عارض او پرده، زو صر صر آهم
اگر ای دیده داری طاقت دیدار خوش باشد
هوش مصنوعی: از چهرهاش پرده برداشت و آهی از دل برکشیدم. ای چشمی که میتوانی زیبایی را تحمل کنی، خوشا به حال تو!
نباشد خود فروشان را بغیر از روی بازاری
از آن ما را برندان ته بازار خوش باشد
هوش مصنوعی: خودفروشان هیچ وجههای جز ظاهر فریبندهای ندارند و ما از ته بازار خوشحالیم که به ریاکاری آنها توجهی نمیکنیم.
غم او هرکجا باشد، غم دنیا نیابد ره
که هر ناخوش که باشد، با غم آن یار خوش باشد
هوش مصنوعی: هر کجا که غم او وجود داشته باشد، غم دیگران راهی به دل نمییابد، چرا که هرکس که در رنج است، با اندوه آن یار به نوعی خوشحال است.
تن عریان، ز اشک آتشین پوشیده شد ما را
فقیران را ز عشق، این خلعت زر تار خوش باشد
هوش مصنوعی: بدن برهنه ما با اشکهای داغ پوشانده شد و برای ما که فقیران عشقیم، این لباس زریر مناسب و زیباست.
بده خود را بیار و، کام دل بستان ازو واعظ
که پیش خود نبودن، پیش آن دلدار خوش باشد
هوش مصنوعی: خودت را به ما بده و از او لذت ببر، زیرا اینکه خودت را به دست او بسپاری و در کنار او باشی، برای دل بسیار خوشایند است.