برگردان به زبان ساده
از جگر خوناب اشکم خوش به سامان میرسد
وه چه رنگین کاروانی از بدخشان میرسد
هوش مصنوعی: اشکهای دردناک من به خوبی به مقصد میرسند و چه کاروانی زیبا و رنگین از بدخشان در حال آمدن است.
میرسد صد ره مرا از ناتوانی جان به لب
تا نگاه حسرت از چشمم به مژگان میرسد
هوش مصنوعی: از شدت ناتوانی، به جایی میرسم که جانم به لب میرسد و نگاه حسرتی که از چشمانم میریزد، به مژگانم میرسد.
میکشد بیش از تو زحمت رزق، تا یابد ترا
میرسد تا بر لبت، جان بر لب نان میرسد
هوش مصنوعی: بیش از تو، تلاش و زحمت برای به دست آوردن روزی میکشد؛ تا زمانی که تو را پیدا کند و آنچه نیاز داری به لبهایت برساند. در این روند، جانش به لب میرسد تا نان را به تو برساند.
نیست از الوان نعمتها، به جز زحمت ز تو
همچنان کز لقمه، خاییدن به دندان میرسد
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از نعمتها باقی مانده، سختی و تلاش توست؛ بهطوری که برای به دست آوردن لقمهای باید زحمت بکشی و دندان روی هم فشار دهی.
رخ چو کاهی شد ز پیری، دل به خود یک جو مبند
خوشه گردد زرد، چون عمرش به پایان میرسد
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات به خاطر پیری پژمرده میشود، به احساسات و دلخوشیهای خود وابسته نباش. مانند خوشهای از نبات که وقتی به پایان عمرش نزدیک میشود، زرد میشود.
چهره دل میکند پاک از غبار یاد شهر
دست واعظ گر به دامان بیابان میرسد
هوش مصنوعی: چهره دل از آلودگیهای یاد و خاطرات شهر پاک میشود، وقتی که نصیحتکننده در بیابان به آرامش و آزادی دست مییابد.