برگردان به زبان ساده
پیری در خواهش بدل ریش برآورد
پیشم هوس ساده رخان، ریش برآورد
هوش مصنوعی: یک پیرمرد در آرزوی جوانی، ریشش را بلند کرده و به من نشان میدهد؛ من نیز آرزو دارم به سادگی زیباییهای صورت جوانان نگاه کنم و از آنها لذت ببرم.
پیری ز دلم برد برون یاد خط و زلف
فریاد که دودم زدل ریش برآورد
هوش مصنوعی: پیری از دلم خاطرات عشق و زیباییها را بیرون برد و به یاد آن موهای مشکی و معطلکننده، فریاد زدم که این حس و حال از دل سوختهام برمیخیزد.
بود از پی صد بار فرو بردن دیگر
یک ره زدل، ار کژدم غم نیش برآورد
هوش مصنوعی: اگر چه بارها تجربه تلخ را پشت سر گذاشتهای، باز هم یک بار دیگر باید از دل خود غم را بیرون بریزی، حتی اگر این درد و رنج مانند نیش زهرآگین باشد.
تا کام بنان شکرین گشت بدآموز
ما را ز لب نان جو خویش برآورد
هوش مصنوعی: وقتی که طعم خوش شکر بر لبان ما نشسته بود، ما را از نعمت نان جو خود بازداشت.
این بود گل خیر بزرگان جهانم
کز همدمی مردم درویش برآورد
هوش مصنوعی: این گل نشان خوبی از بزرگان است که در سایه دوستی با مردمان درویش و فقیر به وجود آمده است.
از فقر گذشتیم و، بدولت نرسیدیم
ما را طلب آن کم، ازین بیش برآورد
هوش مصنوعی: ما از فقر عبور کردیم و به ثروت و کامیابی دست نیافتیم. انتظار ما از داشتن آنچه کم است، بیشتر از این است که میخواهیم.
آورد بلائی که کله بر سر خسرو
او هم بستم از سر درویش برآورد
هوش مصنوعی: مشکلی پیش آمد که من برای کمک به خسرو مجبور شدم سر خود را به خطر بیندازم و از ناراحتی درویش برآشفت.
آن چشم بقصد دل چون سنگ تو واعظ
بیهوده خدنگ ستم از کیش برآورد
هوش مصنوعی: چشمان آن دل به شدت دلسرد شدهاند؛ درست مانند سنگی که بیفایده به سوی واعظ پرتاب میشود. ستمگری که از راهی نادرست برخاسته است.