برگردان به زبان ساده
فضای خاطرم از غم از آن غبار ندارد
که آرزوی جهان، از دلم گذار ندارد
هوش مصنوعی: ذهنم از غم پر نیست، چون آرزوهای بزرگ دنیا هیچگاه از دلم دور نمیشوند.
جهان چو معرکه تیغ بازی است حذر کن
چه پا نهی به میان؟ این میان کنار ندارد!
هوش مصنوعی: دنیا مانند میدان جنگی است که در آن شمشیرها در حال بازی هستند، پس مواظب باش که پا به وسط این میدان نگذاری، زیرا اینجا جایی برای آرامش ندارد!
بزرگیی که در آن نیست چشم لطف بمردم
بود چو کوه بلندی که چشمه سار ندارد
هوش مصنوعی: اگر بزرگی، محبت و لطفی نداشته باشد، مثل کوهی خواهد بود که در آن چشمهای وجود ندارد؛ یعنی بیثمر و خشک است.
شده است سیر ز مردارخواری غم دنیا
که شاهباز دلت رغبت شکار ندارد
هوش مصنوعی: غم دنیا آنقدر انسان را خسته و افسرده کرده که مانند شاهینی که به شکار عادت دارد، دیگر تمایلی به گرفتن طعمه ندارد.
بود بقدر درشتی ضرور بی ادبان را
که دست سوده شود هر گلی که خار ندارد
هوش مصنوعی: به اندازهی زشتی، بیادبان را نیاز است که هر گلی که خار ندارد، دست نخورده باقی بماند.
سخن مجوی دگر واعظ از شکسته دل من
فسرده است ز بس آتشم؟ شرار ندارد
هوش مصنوعی: دیگر به سخن گفتن واعظ درباره دل شکستهام نپردازید، زیرا دل من به قدری سوخته است که دیگر هیچ شعلهای ندارد.