برگردان به زبان ساده
چشم دل منعم سیر، ز اسباب نمیگردد
از ریگ روان صحرا سیراب نمیگردد
هوش مصنوعی: چشم دل من به زیباییها و معانی عمیق زندگی راضی و سیر شده است، اما با چیزهای سطحی و مادی نمیتوانم خودم را سیراب کنم؛ مثل اینکه ریگهای بیجان یک صحرا هرگز نمیتوانند به آن زندهدل آب دهند.
عیب است زبس تندی از مردم روشن دل
از خجلت خود آتش، چون آب نمیگردد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی فردی با دل پاک و روشن با مشکلات و ناملایمات روبهرو میشود، نباید از شدت شرمندگی و خجالت، به ویژگیهای منفی و تندخویی دچار شود؛ بلکه باید به آرامش و صبر روی آورد، مانند آبی که در آتش نمیسوزد بلکه آرام میماند.
بیشوق شنیدن حرف، از دل بزبان ناید
تا آب نخواهد گشت، دولاب نمیگردد
هوش مصنوعی: اگر دل کاری نکند و خواستهای نداشته باشد، هیچ حرفی از آن به زبان نخواهد آمد. مانند این که آب بدون کشش، به درون آسیاب نمیرود.
در خواب اجل، راحت از خواب نمی بینی
بر چشم دل از فکرش، تا خواب نمیگردد
هوش مصنوعی: در خواب مرگ، آرامشی را تجربه نمیکنی، زیرا فکرش دائماً ذهن را مشغول کرده و اجازه نمیدهد که به خواب بروی.
عکس گل رخسارش، در آب اگر افتد
از حیرت آن در بحر، گرداب نمیگردد
هوش مصنوعی: اگر تصویر زیبایی او در آب بیفتد، از شگفتی آن هیچ گاه دریا به گرداب تبدیل نمیشود.
آن چهره آتشگون، زان شوخ که من دیدم
چون زلف برآن عارض، بیتاب نمیگردد
هوش مصنوعی: چهرهای که پر از شوق و جذابیت است، همانطور که من دیدهام، به اندازهی زلفها روی رخساره، بیتاب و بیقرار نمیشود.