برگردان به زبان ساده
ز پرگویی زبان کس را وبال دین و جان گردد
سخن گر بر زبان یک نقطه افزاید زیان گردد
هوش مصنوعی: اگر کسی در مورد موضوعی زیاد صحبت کند، ممکن است به خود و دیگران آسیب بزند. حتی اضافه کردن یک نکته کوچک به سخن میتواند مشکلاتی به دنبال داشته باشد.
امانت دار حرف خود، مگردان ساده لوحان را
نفس در خانه آیینه، نتواند نهان گردد
هوش مصنوعی: به قول خود پایبند باش و به سادگی افرادی که فکر میکنند، سادهلوح نکن. نفس انسان، مانند تصویر در آینه است که نمیتواند پنهان بماند.
چنان جمعیت خاطر بود در عالم وحدت
که تنهایی درین ره، میتواند کاروان گردد
هوش مصنوعی: در دنیای وحدت، روح و احساسات به قدری پرشور و پرجمعیت است که حتی تنهایی نیز میتواند به یک گروه یا کاروان تبدیل شود.
چنانم گشته دامنگیر، ذوق گوشه عزلت
که نتواند بحرف سیر فردوسم زبان گردد
هوش مصنوعی: من به قدری در دامان تنهایی غرق شدهام که نمیتوانم حتی با زیباییهای بهشت هم گفتوگو کنم.
ز تندی برندارد دست بدخو، بعد مردن هم
ز نفرین گر شود سنگ سیه، سنگ فسان گردد
هوش مصنوعی: کسی که به کارهای بد و ناپسند دست میزند، حتی پس از مرگش نیز از نفرین مردم در امان نیست و نتیجهی اعمالش همچنان او را آزار خواهد داد. اگر سنگی به خاطر آن نفرین بوجود آید، آن سنگ نیز به نمادی از بدی و ناگواری تبدیل خواهد شد.
شود بی صبر، زود از تنگی احوال فریادی
نفس تا پا نهد در تنگنای نی، فغان گردد
هوش مصنوعی: وقتی انسان از وضعت و مشکلاتش به شدت ناراحت و بیصبر میشود، صدای فریادش بلند میشود و وقتی که در شرایط سخت قرار میگیرد، به شدت ناله و ناله میکند.
بود همراهی افتادگان بر دست و پاداران
مدار آسیا از پهلوی آب روان گردد
هوش مصنوعی: همراهی کسانی که در سختیها به زمین افتادهاند، باعث میشود که زندگی و حیات از چرخش و پیشرفت بازنایستد و مسیر زندگی مانند آب روان به جریان ادامه دهد.
ز بس بر طاق دلها نیست جا بالانشینان را
از ایشان صدر مجلس در نظرها آستان گردد
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه دلها جا برای بالانشینان ندارد، در نظرها، جایی برای آنها نیست و آنها را در صدر مجلس نمیبینند.
خدنگ آه واعظ از دل سختش به سنگ آمد
نگاه عجز میخواهد به او خاطرنشان گردد
هوش مصنوعی: صدا و آه واعظ از دل سختش به سنگ برخورد میکند، به طوری که تلاش دارد تا عجز و ناتوانیاش را به او یادآوری کند.