برگردان به زبان ساده
در چهره بی شرم، نشانی ز صفا نیست
تف باد برآن رو که در آن آب حیا نیست
هوش مصنوعی: در چهره بیشرم، نشانهای از صداقت و پاکی وجود ندارد. وزش باد بر آن چهره، بیفایده است، چرا که در آن آب و نشانهای از حیا وجود ندارد.
از ذل طمع رست، هرآنکس که به کم ساخت
شهریست قناعت که در آن نام گدا نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که از عذاب و ذلت طمع رهایی یابد و به زندگی ساده و کمخرج قناعت کند، در حقیقت شهری برپا کرده است که در آن نامی از گدا وجود ندارد.
راضی به دل آزادی یاران نتوان بود
از همنفسان شکر کسی را غم ما نیست
هوش مصنوعی: نمیتوان به دلخواه یاران از آزادی راضی بود، زیرا از همنشینی با کسانی که همواره شکر و خوشی دارند، غم ما برای هیچکس مهم نیست.
از هیچ کسم، چشم کسی نیست ز یاران
زآن رو که مرا هیچ کسی غیر خدا نیست
هوش مصنوعی: هیچ کس به من وابسته نیست و کسی به من نمینگرد، چون تنها کسانی که برایم اهمیت دارند، یارانم هستند و تنها خداست که میتواند به من کمک کند.
با نقش جهان، دل نپسندیده به عقبی است
آری زر این شهر در آن شهر روا نیست
هوش مصنوعی: اگر دل به زیباییهای دنیا نبندیم، به حقیقت دنیا و زر و زرق و برق آن در اینجا ارزش ندارد. زندگی در این شهر چیزی ندارد که در آن شهر باشد.
هرچند که پر زشت بود طاعتم، این هست
کز بسکه بدی هست در آن، جای ریا نیست
هوش مصنوعی: با اینکه طاعات و عبادات من به خاطر زشتیهایشان ناپسند به نظر میرسند، اما به دلیل زیادی بدیهایی که در آنها وجود دارد، جایی برای ریا و نمایش در آنها نیست.
واعظ چه کنی شکوه شب و روز، ز پیری
هستت به عصا دسترس، ار قوت پا نیست
هوش مصنوعی: ای واعظ، آیا میتوانی شکایت کنی از شب و روز؟ تو که برای پیریات به عصا تکیه کردهای و اگر قدرت ایستادن نداری، پس چه میگویی؟