برگردان به زبان ساده
آید چو مرگ هستی پیر و جوان یکیست
در پیش برق، سبزه تر با خزان یکیست
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ میرسد، تفاوتی بین پیر و جوان وجود ندارد. در برابر نور و زیبایی زندگی، سبزههای تازه و خزان به یک اندازه هستند و همه تحت تأثیر وضعیت مرگ و زمان قرار میگیرند.
از هیچکس، بجز دوزبانی ندیده ایم
خلق زمانه را همه گویی زبان یکیست
هوش مصنوعی: ما از هیچکس، جز افرادی که دو زبان دارند، چیزی ندیدهایم. به نظر میرسد که همهی مردم زمانه، یک زبان مشترک دارند و یکصدا سخن میگویند.
منعم ز حال مردم بی برگ غافل است
در پیش سرو، فصل بهار و خزان یکیست
هوش مصنوعی: افراد ثروتمند و نعمتدار از وضعیت کسانی که در مشکلات و سختیها به سر میبرند بیخبرند، زیرا در برابر زیباییها و تجملات زندگی، فرقی بین زمانهای خوب و بد وجود ندارد.
فرق هنر ز بی هنری، قدردان کند
میزان چو نیست، قدر سبک با گران یکیست
هوش مصنوعی: فرق هنر و بیهنری در این است که هنر را باید شناخت و ارزیابی کرد. اگر معیاری برای سنجش وجود نداشته باشد، ارزش و اهمیت سبکهای مختلف، چه سبکهای ارزشمند و چه بیارزش، به یک اندازه خواهد بود.
گند دماغ آرد، اگر ایستد دو روز
مال جهان فانی و آب روان یکیست
هوش مصنوعی: اگر کسی به مدت دو روز درنگ کند و به زندگی فانی و چیزهای زودگذر دنیا بپردازد، مانند این است که بوی ناخوشایند به مشامش رسیده است. در واقع، این دو، یعنی زندگی گذرا و آب جاری، از نظر عدم ثبات و ناپایداری، مشابه هم هستند.
یک درد بود، در دل مجنون و کوهکن
گر نسخه ها جداست، ولی داستان یکیست
هوش مصنوعی: مجنون و کوهکن هر دو در دل خود یک درد مشترک دارند. اگرچه نسخهها و داستانهایشان متفاوت به نظر میرسد، در نهایت همه آنان به یک حقیقت واحد اشاره میکنند.
آن کرد با من او، که به پروانه کرد شمع
خوبان شهر را همه گویی زبان یکیست
هوش مصنوعی: او با من کاری کرد که شمع زیبای شهر با پروانه انجام میدهد، گویی میان آنها همزبانی وجود دارد.
واعظ چراغ محفل دلها کلام ماست
زآن رو که با زبان دل ما شمع سان یکیست
هوش مصنوعی: واعظ، همانند چراغی است که دلها را روشن میکند، سخن ما از این رو است که با زبان دل ما همخوانی دارد و شمعی است که نورش را پخش میکند.