برگردان به زبان ساده
بهار گلشن آن روی چون سمن، شرم است
سهیل سیب سخنگوی آن ذقن، شرم است
هوش مصنوعی: بهار، بهشت زیبایی آن چهره مانند گل سمن، باعث شرم سهراب میشود که سخن میگوید و در آن لحظه از دیگران خجالت میکشد.
ز شرم، حسن بتان راست، آب و رنگ دگر
که باغبان عرق ریزان این چمن شرم است
هوش مصنوعی: به خاطر شرم زیبایی معشوقان، رنگ و حالت چمن دگرگون شده است، چرا که باغبان، با عرق و زحمتی که کشیده، در حال آبیاری این چمن است و این باعث شرمندگی او شده است.
ندیدنی است رخی، کو ندارد آب حیا
صفای آینه حسن مرد و زن شرم است
هوش مصنوعی: چهرهای که دیده نمیشود، مانند آینهای است که از آب حیا بیبهره است. زیبایی مرد و زن در این است که شرم و حیا داشته باشند.
شود تکلم جانان، ز شرم بامزه تر
که مشک شکر شیرینی سخن شرم است
هوش مصنوعی: وقتی محبوب صحبت میکند، از شرم و حیای او صحبتش به مراتب شیرینتر از مشک و شکر است.
از آن شود ز عرق جامه پوش در حمام
که پای تو بسر آن شوخ سیم تن شرم است
هوش مصنوعی: در حمام وقتی که عرق میکنی و لباس میپوشی، دلیلش این است که پای تو به آن جوانی که بدنش مانند نقره است، شرم میکند.
ز ناز و غمزه و رفتار و شوخی و تمکین
شود گر انجمنی، میر انجمن شرم است
هوش مصنوعی: اگر ناز و بازیگری، رفتار و شوخی و فروتنی یک جا جمع شود، در آن صورت رئیس آن جمع، باید از آنان شرم کند.
ترا نظر به قد و عارض است و مو واعظ
جمال پیش تو اینهاست، پیش من شرم است
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و ظاهر من را مینگری، اما برای من شرم است که فقط به این مسائل ظاهری توجه کنم.