برگردان به زبان ساده
در عهد ماست بسکه دل شادمان غریب
از گل تبسم است درین گلستان غریب
هوش مصنوعی: در زمانه ما، دلهای شاد و غمگین همچون گلهای خندانی در این باغ عجیب و غریب وجود دارند.
هر سو دود، نبیند یک طبع آشنا
کافر مباد همچو سخن در جهان غریب
هوش مصنوعی: هر طرفی که بگردی، دود و غبار دیده میشود، و کسی که با طبع و ذوق آشنا باشد، نباید کافر و بیباور شود، چه اینکه سخن و حقیقت در این جهان غریب است.
یک تن نیافتیم که فهمد زبان ما
هم شهری اند مردم و، ما در میان غریب
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم کسی را پیدا کنیم که زبان ما را بفهمد، بنابراین در میان مردم شهر خودمان احساس تنهایی و غربت میکنیم.
بر لوح خاک گشته بخط غبار ثبت
نبود علو تیر ز افتادگان غریب
هوش مصنوعی: بر زمین، هیچ نشانی از بلندای تیرگیهای افتاده وجود ندارد و فقط گرد و غبار بر آن نقش بسته است.
دنیای کج روش، نبود جای راستان
پیوستن خدنگ، بود بر کمان غریب
هوش مصنوعی: در دنیای نادرست و مملو از فساد، جایی برای افراد درستکار وجود ندارد. تیراندازی که با دقت و تمرکز هدف میزند، گویی در عالم تنهایی و انزوا قرار دارد.
واعظ بگوش مردم دنیاست وعظ تو
چون در دیار کفر، صدای اذان غریب
هوش مصنوعی: سخنان تو به مردم دنیا بیاثر است، مانند اینکه در سرزمین کفر صدای اذان به گوش برسد و کسی آن را نشنود یا اهمیت ندهد.