برگردان به زبان ساده
هر لحظه به دل از مژهات زخم خدنگ است
ابروی کمان تو مگر کار فرنگ است؟!
هوش مصنوعی: هر لحظه که به چشمان تو نگاه میکنم، زخم عشق را در دل حس میکنم. آیا ابروی کمانت تنها به جادوگری خارج از کشور مربوط میشود؟
مشهور بود گل به چمن گرچه به خوبی
از خجلت رخسار تو از رنگ به رنگ است
هوش مصنوعی: گل به زیبایی در چمن معروف است، اما زیبایی چهره تو به قدری خجالتآور است که میتواند هر رنگی را تحتتأثیر قرار دهد.
احوال مرا دیدی و رحم تو نیامد
دل نیست مگر در بغلت قطعه سنگ است؟!
هوش مصنوعی: تو حال مرا دیدی، اما برایت فرقی نکرد. آیا دل من چیزی جز یک تکه سنگ است که برایت اهمیتی ندارد؟
دود غم محنت نکند تیره دلم را
این آیینه آن نیست که او قابل زنگ است!
هوش مصنوعی: دود ناشی از غم و اندوه نمیتواند دل من را تیره و تار کند. این آینهای که در برابر من است، چیزی نیست که قابلیت زنگ زدگی داشته باشد.
در بحر غمش هر که فتد نیست خلاصی
کاین لجه دریا همه در کام نهنگ است!
هوش مصنوعی: هر کس که به دل درد و غم او بیفتد، راهی برای رهایی ندارد. چرا که این لجه ی دریا به طور کامل در چنگال نهنگ است و کسی نمیتواند از آن خارج شود.
باشد رقم داغ سویدای دل من
آن نقطه که سرمشق خط پوست پلنگ است
هوش مصنوعی: داغی که بر دل من نشسته، همان نشانهای است که مانند نقطهای در خطی زیبا و خاص به شکل پوست پلنگ میباشد.
در شعله شمع دلم ای عشق مزن آب
صلحی که تو میخواهی سراپا همه جنگ است!
هوش مصنوعی: عشق جانم، در نور شمع دل من آب صلح نریز، چون تمام وجودم پر از نبرد و جدال است.
تا چند بگویی سخنی از دهن او
بگذر تو ازین دغدغه کین قافیه تنگ است!
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی درباره او صحبت کنی؟ از این نگرانی بگذر که این قافیه مناسب نیست!
آسان نبود دعوی سودای وصالش
معجون خیالت همه از نشئه بنگ است!
هوش مصنوعی: خواستن وصال معشوق کار سادهای نیست و خیالاتی که در ذهن داریم، بیشتر شبیه به مستی ناشی از مواد مخدر است.
وصلی که بود در پیش اندیشه هجران
شهدیست به کام تو که از طعم شرنگ است
هوش مصنوعی: پیوندی که در افکار ما به یاد جدایی وجود دارد، مانند شربتی شیرین است که در واقع طعمی تلخ و ناگوار دارد.
شبدیز هوس چند درین بادیه رانی
ره دور و درازست ولی اسپ تو لنگ است؟!
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که اگرچه آرزوها و خواستهها ممکن است مسیر طولانی و دشواری داشته باشند، اما آیا توانایی و قدرت لازم برای رسیدن به آنها را داریم؟ به ویژه در زمانی که ما با موانع یا کمبودهایی روبرو هستیم.
طغرل همه در بند سخن بس که اسیرند
امروز مرا از غزل و قافیه ننگ است!
هوش مصنوعی: هر چند که همه به حرفزدن مشغولند و در بند سخن هستند، اما من امروز از شعر و قافیه احساس شرم میکنم.