برگردان به زبان ساده
آن روز وعده تو سرآمد نیامدی
نخل امید با ثمر آمد نیامدی
هوش مصنوعی: آن روزی که وعده داده بودی، از راه نرسیدی. درخت امید با ثمرهاش رسید، اما تو باز هم نیامدی.
در انتظار وعدهات اندر ره بخارا
مد نگه ز دیده برآمد نیامدی
هوش مصنوعی: در انتظار وعدهای که به من دادهای، در راه بخارا ایستادهام و به دور از چشمانم مینگرم، اما تو نیامدی.
گفتی که میروم به سمرقند نزد تو
بالله محل نیشکر آمد نیامدی
هوش مصنوعی: تو گفتی که به سمرقند میروم و به دیدنت میآیم، ولی ای کاش به خاطر یاد تو یک بار هم به اینجا نیامدی.
بهر نثار مقدمت ای گلشن سخن
جان از تن فسرده برآمد نیامدی
هوش مصنوعی: برای قدردانی از حضور تو ای گلشن، جانم از جسم بیروح بیرون آمده، اما تو نیامدی.
با طغرل از نوید تو عنقا پیام داد
با گوشم از وی این خبر آمد نیامدی
هوش مصنوعی: با طغرل، یعنی پرندهی افسانهای، از سوی تو خبری به من رسید که تو هنوز نیامدهای.