برگردان به زبان ساده
تا نگه از چشم حیران کردهایم
خانه آیینه ویران کردهایم
هوش مصنوعی: ما با نگاه خیرهای که به اطراف داریم، باعث ویرانی خانهای شدهایم که پر از آینه است.
عالمی ما را مسخر شد مگر
یاد انگشت سلیمان کردهایم؟!
هوش مصنوعی: آیا فقط با یادآوری انگشت سلیمان، توانستهایم که خود را به سطح بالایی برسانیم و در میان علم و دانش خود را مسخر کنیم؟
خویش را در محفل بزم ادب
بهر عید وصل قربان کردهایم
هوش مصنوعی: ما برای جشنی از وصال و عشق، خود را در محفل دوستان و ادب قربانی کردهایم.
لذت دردش گر اینست ای طبیب
بگذر از ما ترک درمان کردهایم!
هوش مصنوعی: اگر درد اینقدر خوشایند است، ای پزشک، از ما بگذر؛ ما دیگر به درمان نیازی نداریم!
با وفای یار همچون زلف او
در شکست عهد پیمان کردهایم
هوش مصنوعی: به وفاداری معشوق، مانند زلف او که پیچیده و گسسته است، ما نیز پیمان شکستهایم.
اشک نومیدی ز چشم انتظار
بر در امید دربان کردهایم
هوش مصنوعی: با چشمهای پر از اشک و ناامیدی به در امید نگاه کردهایم و انتظار میکشیم.
جان به یک نیمنگاهش باختیم
مشکل خود سخت آسان کردهایم
هوش مصنوعی: ما با یک نگاه مختصر به او، جانمان را فدای عشقش کردیم و در حالی که مشکل ما بسیار بزرگ و پیچیده به نظر میرسید، او بهگونهای آن را آسان کرده است.
چون سراب اندر بیابان جنون
از سرشک خویش طوفان کردهایم
هوش مصنوعی: در بیابان جنون، همچون سرابی که به نظر میرسد، از اشکهای خود طوفانی به پا کردهایم.
ما غلط پیش لبش از ناقصی
قصه لعل بدخشان کردهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر ناپختگی خود، داستان زیبایی لعل بدخشان را پیش او به اشتباه بیان کردهایم.
شد فغان شانه خشک از تاب غم
روغن از شمع شبستان کردهایم
هوش مصنوعی: شانههای خشک و بیتحرک ناله میکنند از شدت غم، مانند روغنی که در شبستان از شمع بیرون ریخته شده است.
ما و مجنون خوانده در فن جنون
زان سبب ترک دبستان کردهایم
هوش مصنوعی: ما و مجنون در فن جنون شهرت داریم، به همین دلیل از تحصیل در مدرسه دست کشیدهایم.
گرچه در هجریم از یاد رخش
دم به دم سیر گلستان کردهایم
هوش مصنوعی: هرچند که به خاطر دوری از چهره تو هر لحظه در دل غمگین هستیم، اما همچنان به یاد تو و زیباییهای زندگی، به خوشی و شادابی پرداختهایم.
همچو گل امروز از باغ سخن
معنی بسیار سامان کردهایم
هوش مصنوعی: مثل گلی که امروز از باغ چیده شده، ما نیز سخنانی زیبا و بایسته داریم.
حبذا طغرل که بیدل گفته است
یار میآید چراغان کردهایم!
هوش مصنوعی: چه خوشا طغرل، که بیدل با خوشحالی میگوید: "دوستمان میآید و ما برای استقبالش جشن و چراغانی کردهایم!"