برگردان به زبان ساده
عارضت آفتاب میگویم
نرگست را شهاب میگویم
هوش مصنوعی: به تو میگویم که مانند آفتاب درخشانی، و نرگست را همانند شهاب مینامم.
با تو ای نور چشم حرفی چند
من ز راه صواب میگویم
هوش مصنوعی: ای نور چشم من، چند کلامی از راه درست و راست با تو میزنم.
دل ربودی مرا به تار زلف
سخن از پیچ و تاب میگویم
هوش مصنوعی: دل مرا با زیباییهای کلامت تسخیر کردی و از ناز و افسون کلماتت حرف میزنم.
ای پری گوش جانب من کن
ماجرای عذاب میگویم
هوش مصنوعی: ای پری، به من توجه کن که میخواهم داستانی از عذاب بگویم.
لالهآسا من از غمت داغم
خانه دل خراب میگویم
هوش مصنوعی: مانند لاله، به خاطر غم تو دردی در دل دارم و حال و روزم به هم ریخته است.
روزگار مرا سیه کردی
خال لعلت غراب میگویم
هوش مصنوعی: تو با زیبایی خود، زندگی مرا تیره و تار کردی. من از روی عشق، مانند پرندهای پریشان، به تو اشاره میکنم.
شوخچشما بیا به کلبه من
با سوالت جواب میگویم
هوش مصنوعی: ای شوخچشم، بیا و به کلبهام سر بزن، سوالاتت را که بپرسی، با کمال میل پاسخ میدهم.
یاد لعلت هر آنکه کرد نمرد
این حدیث از کتاب میگویم
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد زیبایی تو باشد، هرگز نمیمیرد. این داستان را از کتاب عشق به شما میگویم.
دوش کردی مرا نگه لیکن
این قدر کی حساب میگویم؟!
هوش مصنوعی: دیشب تو را نگاهی به من انداختی، اما نمیدانم چقدر از این نگاه را باید در نظر بگیرم و حساب کنم.
گر ز من ای طبیب پرسی رنج
جگرم را کباب میگویم!
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسی که درد جگرم چیست، میگویم که مثل کباب میسوزد!
ابر لطفش به سر نمیبارد
رشحهای از سراب میگویم
هوش مصنوعی: باران رحمت او هرگز به سر نمیرسد، اینجا فقط بخشی از یک توهم یا خیال را بیان میکنم.
نکتههای وصال او طغرل
شب هجران به خواب میگویم!
هوش مصنوعی: وقتی تنهایی و دوری از او را تجربه میکنم، خوابهای شیرینی درباره وصالش میبینم و در آنها نکات و زیباییهای او را به یاد میآورم.