برگردان به زبان ساده
ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
نوای نغمه «عشاق » دارد پردهسازم
هوش مصنوعی: آداب و رسوم عشق من ارزشمند است، پس از من درباره شوخیهای عاشقانهام نپرس. نغمههایی که میزنم همچون صدای عاشقان است، من مانند پردهسازی که نغمهها را به زیبایی به تصویر میکشد، این احساسات را بیان میکنم.
چو نی میخواستم من نالهای سازم ز هجرانش
خیال زلف او شد مانع جولان آوازم
هوش مصنوعی: وقتی به یاد او بودم، میخواستم نالهای سر دهم از دوریاش، اما تصور زلف او باعث شد که نتوانم در آوازم آزادانه حرکت کنم.
نمیترسم من از رسوایی خود لیک ازآن ترسم
که افشا گردد از عشقش چو مجنون بر ملا رازم
هوش مصنوعی: من از این که رسوا شوم نمیترسم، اما نگرانم از این که عشق من به او مانند عشق مجنون در برابر دیگران فاش شود.
بم و زیر خموشی کی کند مضراب من دیگر؟!
به غیر از ساز قانون تو آهنگی نمیسازم!
هوش مصنوعی: بدون تو و با سکوت نمیتوانم نواهای دیگری بنوازم. فقط با لحن تو میتوانم آهنگ بسازم.
ز فرزین کردهام اسپ هوس از بهر آن شهرخ
بساط عارضش نردیست من شطرنج میبازم
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی آن شهر، برایش اسب خواستهام و از آنجا که چهرهاش مانند بساط نردی است، من در حال بازی شطرنج هستم.
فغان و ناله و آه مرا هرگز تو نشنیدی
رسد امروز در گوش مسیحا گرچه آوازم
هوش مصنوعی: من در طول زمان درد و رنج را به صدا درآوردم، اما هرگز تو صدای مرا نشنیدی. امروز این صدای من به گوش مسیحا میرسد، هرچند که صدایم بینوا است.
نآمد دامن وصل تو ای مه بر کفم هرگز
اگر چندی که چون مد نگه هر سوی میتازم
هوش مصنوعی: ای ماه، هرگز دامان وصالت به دست من نیفتاده است، هر چند که من به هر سو میدوم و تلاش میکنم.
ازآن روزی که فکرم در شکار صید معنی شد
به شوخی چون کبوتر از نگه در دیده بازم
هوش مصنوعی: از آن زمان که ذهنم به جستجوی معنای عمیقتر مشغول شد، به طرز شوخی مانند کبوتر که از چشمان دیگران پنهان میشود، از دید پنهان گشتم.
غرور و ناز تا کی منع احسان تو میسازد؟!
خوشا روزی که با نیمنگه سازی سرافرازم!
هوش مصنوعی: غرور و خودبینی تا کی بهانهای برای عدم بخشش تو خواهد بود؟! چه روزی خوب است که با یک نگاه کوتاه به من، سبب افتخارم شوی!
غبار دیده خلقم گر از بیطالعی لیکن
میان اهل معنی در چمن چون سرو ممتازم
هوش مصنوعی: اگرچه چشمان مردم به خاطر نادانی و بیخبر بودن از حقيقة مسائل، غبار آلود است، اما من در میان اهل دانش و معرفت مانند سروی هستم که در باغ به معنای خود برجسته و ممتاز میدرخشد.
خدا را یک نظر کن جانب سحر حلال من
اگر چندی که پیغمبر نیم کم نیست اعجازم!
هوش مصنوعی: به خدا یک نگاه کن، به سمت سحر من. هرچند که من پیامبر نیستم، اما تواناییهای خاصی دارم که کم از معجزات نیست.
خوشم طغرل من از مضمون بانگ قل قل بیدل
اگر ساقی ز موج باده بندد رشته بر سازم!
هوش مصنوعی: من از صدای زیبا و دلنشین طغرل خوشحال هستم، و اگر ساقی با نوشیدنی از امواج باده رشتهای بسازد، من نیز با سازم همراهی میکنم.