برگردان به زبان ساده
برنمیآید برون از سینه آسان نالهام
سرمهسان در عهد چشمش بسته پیمان نالهام
هوش مصنوعی: نالهام همچون سرمهای به راحتی از سینهام بیرون نمیآید، چرا که در زمان دلبستگیام به او، قول و عهدی بستهام که باعث شده نتوانم آزادانه ابراز احساسات کنم.
از تو ای شور جنون ساز دگر دارم هوس
تا شود از پرده خاموشی عریان نالهام
هوش مصنوعی: از تو ای معشوق دیوانهکننده، آرزوی دیگری دارم تا نالههای درونم که در پوشش سکوت پنهان شدهاند، آشکار شوند.
آنقدر در مجمر داغ ادب اخگر شدم
در نظر آید تو را شمع شبستان نالهام؟!
هوش مصنوعی: من آنقدر در آتش ادب سوختم که آیا نالههایم در نظر تو به شکل شمعی در شبستان نمایان شده است؟
نیست خالی با همه تعجیل از پیغام وصل
میرسد از کوی او برچیده دامان نالهام
هوش مصنوعی: با وجود تمام شتاب و انتظار، پیغام وصال از جانب او به من میرسد و من با دلی پر از ناله و اندوه، از یاد او دست نمیکشم.
در خیال زلف او اینست گر سامان من
تا کجا خواهد شدن یارب پریشان نالهام؟!
هوش مصنوعی: در خیال زلف او، نمیدانم سرنوشت من به کجا خواهد رسید، ای کاش بدانم این ناله و آشفتهحالی من به کجا خواهد انجامید؟
مشتری خواهی تو گر جنس از دکان اعتبار
قیمت بسیار دارد نیست ارزان نالهام!
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مشتری جذب کنی، باید کالایت را با اعتبار و کیفیت بالا عرضه کنی، و تنها با قیمت پایین نمیتوانی موفق باشی. ضعف کیفیت باعث میشود که حتی ارزان بودن هم نتواند تو را مورد توجه قرار دهد.
خانه صبرم ثباتی داشت از دیدار او
قصر تمکینم کند امروز ویران نالهام
هوش مصنوعی: خانهای که روزگاری مملو از صبر و استقامت بود، اکنون به خاطر دیدار او به ویرانهای تبدیل شده و ناله و فریاد من را پر کرده است.
هر کسی بار امانت را به جایی مینهد
بشنوی هرگه گذشتی از نیستان نالهام
هوش مصنوعی: هر شخصی مسئولیتهای خود را به جایی میسپارد. اگر روزی از کنار نیستان گذر کردی، فریاد و ناله من را خواهی شنید.
گشته از بار فراقش دوش من همچون کمان
آه من امروز چون تیرست پیکان نالهام!
هوش مصنوعی: دیروز به دلیل دوری او، حالتم مانند کمان خم شده بود و امروز نالههایم مانند تیر بر قلبم سرازیر میشود.
حبذا طغرل که میگوید مه اوج سخن
بعد ازین این نه فلک گوییست چوگان نالهام!
هوش مصنوعی: چقدر خوب است طغرل که میگوید درخشش اوج سخن پس از این، نه همچون فلک است، بلکه مانند چمن نالهی من است!