برگردان به زبان ساده
هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
دل برش باشد فدا آنجا که باشد دلبرش
هوش مصنوعی: هر کسی که معشوقی داشته باشد، دلش تنها به او تعلق دارد و در جایی که معشوقش حضور دارد، همه چیز برایش فدای آن عشق میشود.
ماه من هرسو نشیند آفتاب آنجا بود
چتر خورشید است گویا سایهبانی بر سرش
هوش مصنوعی: ماه من هر جا که برود، آفتاب هم همانجا خواهد بود. انگار که خورشید بر سرش سایهبانی قرار داده است.
آنکه نوشد درد دودش را نمینوشد دگر
گر بود آب زلال از جویبار کوثرش
هوش مصنوعی: کسی که طعم درد را چشیده باشد، هرگز نمیتواند مانند دیگران از شیرینیهای زندگی لذت ببرد، حتی اگر بهترین و زلالترین نعمتها در دسترسش باشد.
به نگردد فال اقبال وی از برج شرف
هرکه را روز ازل مخصوص باشد اخترش
هوش مصنوعی: هر کسی که در روز ازل سرنوشت ویژهای برایش تعیین شده باشد، دیگر ستارهی بخت او از جایگاه عالی خود بازنمیگردد.
خانقاه عشق را کش باشد او رشک حرم
کی خطیبی چون صراحی باشد اندر منبرش؟!
هوش مصنوعی: محل عبادت عشق چه جایی است، او به حرام حسادت میورزد. آیا خطیبی مانند صراحی میتواند در منبرش حضور داشته باشد؟
پیش ازین بیباک جانم بود تیغش را عرض
لیک میترسم کنون خون باشد اندر جوهرش
هوش مصنوعی: پیش از این، جانم بیپروا بود و از تیغ او نمیترسیدم، اما اکنون میترسم که در جوهرش خون باشد.
ترسمش آزرده گردد از کمال نازکی
گر بود از برگ گل فرش قماش بسترش
هوش مصنوعی: نگرانم که در اثر لطافت و نازکیاش، دلش به درد بیاید اگر بسترش از شاخههای گل ساخته شده باشد.
از پی تحریر اوراق خم ابروی او
رشته قوس قزح را ساز تار مسترش!
هوش مصنوعی: به دنبال نوشتن در مورد زیباییها و خصوصیات خاص او، مانند این که ابروهایش چقدر جذاب است، میخواهم که رنگینکمان را با تارهای سرش ترکیب کنم!
گر روی چون شانه اندر جعد زلفش مو به مو
جز دل طغرل نمییابی دگر در چنبرش!
هوش مصنوعی: اگر موهایش را مانند شانه به سمت عقب بیافکنیم و زیباییهای او را از نزدیک ببینیم، هیچ دل دیگری غیر از دل طغرل در چنبرهاش نخواهی یافت!