برگردان به زبان ساده
آه ازآن روزی که گردیدم من از وصل تو دور
هوشم از سر رفت و طاقت از دل و از دیده نور
هوش مصنوعی: روزهایی که از طاقت و حضور تو دور شدم، دیگر هیچ هوشیاری ندارم و از درون خسته و ناتوان هستم، چشمانم نیز از نور و روشنی خالی شده است.
باد هجران در بهار وصل یغما پیشه کرد
دولت دیدار را از این حشم آمد فطور
هوش مصنوعی: در بهار عشق، بادی که از دوری (هجرا) میوزد، به زندگی و خوشیها آسیب میزند و ملاقات را از دست میدهد. این ناپایداری از شدت غم و اندوه به وجود آمده است.
بیدم صبح وصالت در پس شام غمم
سینه صد چاک من کی بیرخت دارد سرور؟!
هوش مصنوعی: در زیر روشنایی صبح وصال تو، دلم در تاریکی شب غم است و سینهام پر از زخم و درد. چه کسی در غیاب تو میتواند آرامش و خوشحالی داشته باشد؟
در درون دیدهام چون مردمک جا داشتی
گشتهام دور از تو چون مرآت عاری از شعور
هوش مصنوعی: در دل نازکدیدهام، تو مانند مردمک جا گرفتهای، اما دور از تو، مانند یک آینه بیفهم و شعور، احساس خالی بودن و سردی میکنم.
طغرل ایامی که بودم از دلارامم جدا
نظم کردم این غزل در قبر ایوب صبور
هوش مصنوعی: طغرل، در روزهایی که از محبوبم دور بودم، این شعر را در کنار قبر ایوب صبور نوشتم.