برگردان به زبان ساده
هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
صبح عشرت سربلند و شام غم پامال بود
هوش مصنوعی: هرجایی که شور و شوق تو در من وجود دارد، آرزوهایم مانند پیالهای پر از خوشبختی است و صبحهای شاداب و سرشار از عشق در انتظار من است، در حالی که شبها غم و اندوهی که بر من سایه افکنده به فراموشی میرود.
داشتم از زلف او سرمایه عیش ابد
تا سواد خط او بر روی دولت خال بود
هوش مصنوعی: در حال لذت بردن از زیباییهای محبوبم بودم، چرا که وجود او برایم همچون یک خوشبختی دائمی به نظر میرسید و نشانهای از خوشبختیاش بر چهرهاش وجود داشت.
دیده آیینه بر رویش گشودند در ازل
عرض جوهر در زبان صورت او لال بود
هوش مصنوعی: در آغاز، وقتی که چهرهاش را به همگان نشان دادند، مثل اینکه آئینهای به رو به رویش گشوده شده باشد، جوهر وجود او به گونهای بیان شده بود که زبانش از گفتن عاجز بود.
میزدم هر لحظه من دستی به دامان دعا
چون الف قدم به یاد ابروی او دال بود
هوش مصنوعی: هر لحظه دستی به دعا برمیداشتم، زیرا ابروی او در یادم بود و این کار برایم چون الف بود که نشانگر دال (یعنی او) میباشد.
خاطر ما کی کند امروز یاد جام جم
بس که جام عشرت ما دوش مالامال بود!
هوش مصنوعی: امروز به یاد جام جم نیستیم، زیرا دیروز به قدر کافی در خوشی و شادی غرق بودیم.
نیست جز سودای او در چارسوی اعتبار
مشتری گویا نشان مهره این فال بود
هوش مصنوعی: فقط آرزوی او در تمام جوانب زندگیام وجود دارد و به نظر میرسد که نشانه مهره این فال، نشاندهنده این عشق باشد.
چون نگاه اندر هوای عشق او پر میزدم
آشیان مرغ رنگم از شکست بال بود
هوش مصنوعی: زمانی که در هوای عشق او به پرواز در میآمدم، احساس میکردم که مانند پرندهای هستم که از آسیب بالهایش، توان پرواز ندارد و فقط نتوانستهام به خانهام برگردم.
بس که سنجیدم به صبح شادمانی شام غم
کوه در میزان هجرش وزن یک مثقال بود
هوش مصنوعی: مدتهاست که اندازهگیری کردهام، صبحهای شاد را با شبهای غم و اندوه. متوجه شدم که وزن غم جدایی او، به اندازهی یک مثقال هم نیست.
حبذا طغرل که بیدل میسراید مصرعی
ماضی و مستقبل این بزم حیرت حال بود
هوش مصنوعی: خوشا طغرل که بیدل به زیبایی شعری میسراید که بیانگر حال و آینده این جشن شگفتانگیز است.