برگردان به زبان ساده
تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
مشتری را محمل سودا جرس آواز بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی او به دلها شوق و علاقه میبخشد، مشتریان حاضرند به خواستههای خود دست یابند و در این حال، صدای جرس به نشانه فروش و خرید به گوش میرسد.
مردم از حسرت که زاستغنا نمیگوید سخن
یاد ایامی که لعل او مسیح اعجاز بود!
هوش مصنوعی: مردم به خاطر نداشتن چیزی که میخواهند، از حسرت و افسوس سخن میگویند و یاد روزهایی میکنند که آن شخص محبوبشان، مثل مسیحی که معجزه میکند، زیبا و دلانگیز بود.
قامتش در بوستان حسن دیدم جلوهگر
در میان نونهالان چمن ممتاز بود
هوش مصنوعی: در میان گلها و گیاهان جوان، زیبایی و قد او به خوبی جلوهگری میکرد و خاص بودنش چشمها را به خود جلب میکرد.
از صبا تا مژده پیغام دیدارش رسید
چشم امیدم به راه انتظارش باز بود
هوش مصنوعی: تا نسیم صبحگاهی پیغام ملاقات او به من رسید، چشمانم همواره به راه انتظارش دوخته شده بود.
منشی صبح ازل زد قرعه فال مرا
عاقبت مرغ دلم در چنگ این شهباز بود
هوش مصنوعی: منشی صبح ازل به من خبر داد که سرنوشت من چه خواهد بود و نتیجه آن این است که در نهایت، دل من به دست این پرنده قوی و شایسته افتاده است.
دانه خالش بسان کهربا دل میکشد
افعی زلف کج او سخت افسونساز بود
هوش مصنوعی: دانهای که از آن صحبت میشود، به رنگ و جلا مانند کهرباست و این موضوع باعث میشود که افعی به آن جذب شود. زلف کج او هم به شدت جذاب و افسونکننده به نظر میرسد.
داشت چشم ساحرش در ملک دین یغماگری
تا کمان ابرویش را غمزه تیرانداز بود
هوش مصنوعی: چشم جادویی معشوقهاش در دنیای عشق مانند دزدی است، زیرا کمان ابرویش به گونهای است که تیر غمزهاش به دل مینشیند.
از جدایی همچو نی انجام عمرم ناله شد
لالهسان داغ دلم از حسرت آغاز بود
هوش مصنوعی: از دوری و جدایی، زندگیام به اندازهی نی پر از ناله و گریه شده است. دلم مثل گل لاله، داغ و غمگین است و این غم از حسرتی که در دل دارم، شروع شده است.
در ازل صید معانی بال تیهو را کشاد
طغرل ما از پیش آن روز در پرواز بود
هوش مصنوعی: در آغاز، شکار معانی را مانند پرندهای که بال دارد، گشود و طغرل ما از قبل از آن زمان در حال پرواز بود.