برگردان به زبان ساده
آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
قرعه فال طرب یک بار بر نامم نشد!
هوش مصنوعی: ای کاش یک لحظه دوری آسمان خوشی را به من نمیداد و هرگز بر من روزی شاد نگذشت.
در هوای وصل مطلب کردم از آرام رم
هیچ امری موجب تسکین آرامم نشد
هوش مصنوعی: در اوج دلتنگی و اشتیاق برای دیدار معشوق، هیچ چیز نتوانست به من آرامش بدهد و من همچنان بیقرار ماندم.
سوختم در آتش حسرت چو هندو بارها
خال هندوی بتان از بخت بد رامم نشد
هوش مصنوعی: من چون هندو در آتش حسرت سوزانده شدم، بارها آرزو کردم که مانند آن خال هندوی زیبا بر چهره محبوبان داشته باشم، اما متأسفانه سرنوشتم اجازه نداد که به این آرزویم برسم.
گرچه نوشیدم بسی پیمانههای زهر غم
از می عشرت ولی یک جرعه در جامم نشد
هوش مصنوعی: هرچند که در طول عمرم از درد و غم زیاد نوشیدم و تجربیات تلخی را از سر گذراندم، اما هنوز یک لحظه شادی و لذت واقعی را در زندگیام نچشیدهام.
تا نهادم در پس صید طلب دام امید
مرغ این وحشتسرا در حلقه دامم نشد
هوش مصنوعی: زمانی که در جستجوی هدف و آرزوهای خود تلاش کردم، نتوانستم این پرندهی وحشتزده را در دام امیدم بهدام بیندازم.
خانهبردوش خیالش منتظر شب تا سحر
یک طلوع کوکب بخت از لب بامم نشد
هوش مصنوعی: دلمشغولیهای ناشی از خیال و انتظار در این بیت توصیف شده است. گویا کسی در انتظار یک شب پر از امید است که بتواند تغییر و رهایی را تجربه کند. اما در نهایت، این تغییر و خوشبختی هنوز محقق نشده و شخص همچنان در نگرانیش باقی مانده است.
طغرلم در دام شد زان هر دو بادام ترش
یک علاج خشکی سودا ز بادامم نشد
هوش مصنوعی: طغرل من در دام افتاد، زیرا که هر دو بادام ترش بودهاند. یکی از راههای درمان خشکی سودا، بادام است؛ اما این درمان برای من مؤثر واقع نشد.