رباعیات
طغرای مشهدی
»
گزیدهٔ اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : یارب به تنم شورش مستانه بده
شمارهٔ ۲ : روزی که عطای دم بدم خواهی کرد
شمارهٔ ۳ : عشق تو چو من دردکشی می خواهد
شمارهٔ ۴ : ای جوش دل صراحی و جام از تو
شمارهٔ ۵ : ای ساقی بزمگاه صهبای کرم
شمارهٔ ۶ : در وادی عشق، بی خبر باید رفت
شمارهٔ ۷ : در راه طلب پیاده می باید رفت
شمارهٔ ۸ : اشک آمد و حسرت ز دل ریش نبرد
شمارهٔ ۹ : مرغ دل من زشاخ بی برگ و بر است
شمارهٔ ۱۰ : آسوده بود دلم ز ویرانه خود
شمارهٔ ۱۱ : ابر آمده شب که ماهتابت ببرد
شمارهٔ ۱۲ : مشکل باشد ز دام او جان بردن
شمارهٔ ۱۳ : زانو زده طفل غنچه در مکتب تو
شمارهٔ ۱۴ : داری دولبی که از ازل هم نمکند
شمارهٔ ۱۵ : دل از غم تو حال خرابی دارد
شمارهٔ ۱۶ : در فصل چنین که شد گلستان آباد
شمارهٔ ۱۷ : دل بهر معاش، چند زحمت بکشد
شمارهٔ ۱۸ : جان در طلب هزار دلدار چراست؟
شمارهٔ ۱۹ : گویند جفا نصیب بی سامان است
شمارهٔ ۲۰ : طفلم من و چرخم به جفا قوت دهد
شمارهٔ ۲۱ : یاری به دیار هند، دلسوزم نیست