برگردان به زبان ساده
از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی
زان پیشتر کآیی برم، سامان رفتن می کنی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی در جیب و دامن من گل نچیدهای، دیگر به من نزدیک نمیشوی و باعث میشوی که وقتی میخواهم بروم، همه چیز نامرتب و آشفته باشد.
ای بت نه ناقوس منی، بهر چه در خلوتسرا
تا می رسد دستم به تو، بنیاد شیون می کنی
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو برای من مثل ناقوس نیستی که در سکوت و تنهاییام در کنارم باشی. هر بار که دستم به تو میرسد، تو آغاز به افشای رازها و دلنالهها میکنی.
از نوبهار آرزو، گلهای اشکم تازه شد
پایی بنه بردیده ام، گر سیر گلشن می کنی
هوش مصنوعی: عواطف و آرزوهایم مانند گلهای تازهای بهاری شدهاند. اگر به چشمهای من نگاه کنی، میبینی که چقدر از زیبایی و خوشی گلستان لذت میبرم.
ای دل نخواهی یافتن، از دختر رز بهتری
از صحبت او پا مکش، گر خواهش زن می کنی
هوش مصنوعی: ای دل، اگر میخواهی بهترین را پیدا کنی، از صحبت با او دست نکش. اگر به دنبال عشق و زیبایی هستی، او بهترین انتخاب است و دیگری را نخواهی یافت.
طغرا، نفاق دوستان، هرگز نخواهد گشت کم
در پیش ایشان بی سبب، تعریف دشمن می کنی
هوش مصنوعی: دوستیها و نفاق در بین دوستان هرگز کم نمیشود و تو بدون هیچ دلیلی در برابر آنها از دشمنان تعریف میکنی.