چون ز تنهایی غربت برهانم خود را؟
من که عاجز شده ام در وطن از تنهایی
هر که از یار جدا ماند، دلش می سوزد
بدعت ما نبود سوختن از تنهایی
کم نگردد غم آن سرو قبا پوش طرب!
که برآورد [مرا در] کفن از تنهایی
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون ز تنهایی غربت برهانم خود را؟
من که عاجز شده ام در وطن از تنهایی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم خود را از تنهایی و غربت نجات دهم؟ من که در وطن خود نیز از تنهایی ناتوان شدهام.