داد بی موجب عنانم را به دست رهزنی
آنچه من از دوست دیدم، کس ندید از دشمنی
بر نمی تابد دلم از نازکیها حرف سخت
صد شکست آید برین مینا، ز خارا گفتنی
سبز پوشیدن مکرر گشت ای سرو چمن
گر توانی، همچو مینا سرخ کن پیراهنی
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
داد بی موجب عنانم را به دست رهزنی
آنچه من از دوست دیدم، کس ندید از دشمنی
هوش مصنوعی: کسی که به عنوان دشمن میشناسم، هیچگاه آنچه را من از محبت و مهربانی دوست خود تجربه کردهام، نمیتواند بیابد. من به دست کسی که به من آسیب رسانده، اختیار خود را واگذار کردهام.