تن ما سرشته خون، دل ما چکیده غم
چه عجب که در جوانی، قد ما شود خمیده
دل ما ز دام آن گل، نکشد به سوی دیگر
به قفس نشسته رنگی که ز روی ما پریده
قدح شراب گلگون، چو گرفته بوسه از وی
نگزیده گر لبش را، لب خویش را گزیده
به دو سطر شکوه، صد جا دل نامه شد شکسته
نشنید پند ما را، قلم زبان بریده
اطلاعات
وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تن ما سرشته خون، دل ما چکیده غم
چه عجب که در جوانی، قد ما شود خمیده