برگردان به زبان ساده
بی او غم پا و سر ندارم
گر جان برود، خبر ندارم
هوش مصنوعی: بدون او نه امیدی دارم و نه شوقی، حتی اگر جانم برود، اهمیت نمیدهم.
صیاد بر آشیانه ام تاخت
دانست که بال و پر ندارم
هوش مصنوعی: یک شکارچی به آشیانهام حمله کرد و متوجه شد که من توان پرواز ندارم.
دارم دوهزار دشنه چون بید
در کشتن خود، جگر ندارم
هوش مصنوعی: من دو هزار دیوانگی دارم که همچون بید در حال کشتن خودم هستند و جگر و توان تحمل این وضعیت را ندارم.
درکارگه هنرفروشی
جز بی هنری، هنر ندارم
هوش مصنوعی: در جایی که هنرمندان به فروش آثار خود مشغولند، من جز بیهنری چیزی برای عرضه ندارم.
راهی ز قفس به آشیان هست
افسوس که راهبر ندارم
هوش مصنوعی: روشنی به سوی آزادی هست، اما افسوس که کسی را ندارم تا مرا راهنمایی کند.
طغراصفتم وظیفه، زاری ست
در دست چو زور و زر ندارم
هوش مصنوعی: زندگی من به این شکل است که در شرایطی که قدرت و ثروت ندارم، تنها میتوانم به درد و زاری بپردازم.