برگردان به زبان ساده
آن وحشی ام که هرگز، آرام را ندیدم
با دانه برنخوردم تا دام را ندیدم
هوش مصنوعی: من موجودی وحشی هستم که هیچگاه آرامش را تجربه نکردهام و قبل از اینکه دامها را ببینم، با دانهها آشنا نشدهام.
دل گفت آن پریوش، استاده بر لب بام
رفتم به کوچه گردی، آن بام را ندیدم
هوش مصنوعی: دل به یاد آن دختر زیبا گفت که وقتی بر لبه بام ایستاده بود، به خیابان رفتم و دیگر نتوانستم آن بام را ببینم.
در راه کعبه وصل، کز هر طرف صفا بود
کردم چو آینه سعی، احرام را ندیدم
هوش مصنوعی: در مسیر رسیدن به عشق و حقیقت، که به سمت کعبه میرود و در آنجا صفا و پاکی از هر سو به چشم میخورد، حواسم به ظواهر و آداب، همچون احرام، نبود و فقط در تلاش و پاکی دل خود بودم.
گفتا که می فرستم، یک بوسه ات به پیغام
من بوسه از که گیرم، پیغام را ندیدم
هوش مصنوعی: گفت که من یک بوسه برایت میفرستم، اما نمیدانم این بوسه را از چه کسی بگیرم، چون پیغام را ندیدم.
رفتم به دشت کآید بهرام گور پیشم
گوری به پیشم آمد، بهرام را ندیدم
هوش مصنوعی: به دشت رفتم و انتظار دیدن بهرام گور را داشتم، اما تنها قبری در مقابل من ظاهر شد و نتوانستم بهرام را ببینم.