برگردان به زبان ساده
پاکرو در خاک هندستان، همین آب است و بس
سبحه گردانی که دارد، چرخ دولاب است و بس
هوش مصنوعی: در زمین هند، تنها همین آب وجود دارد و بس، و آن دوکِ گرداننده هم چیزی جز چرخ زندگی نیست.
دل بکن از خود، که در بزم جگرخواران هند
ناخنی کز خون نگردد سرخ، مضراب است و بس
هوش مصنوعی: از خودت فاصله بگیر، زیرا در مجالس افرادی که به راحتی دل شکستگی را تحمل میکنند، اگر ناخنی هم از خون کسی سرخ نشود، فقط یک ضربهگیر است و ارزش خاصی ندارد.
هرکه آمد، از هجوم تیره روزی برنگشت
زین شبستان آنکه برگردیده، مهتاب است و بس
هوش مصنوعی: هر کسی که در این شب تاریک و سخت وارد شده، نتوانسته است به عقب برگردد و تنها کسی که موفق به بازگشت شده، همانند روشنایی ماه در تاریکی است.
هیچ کس در بزم این تردامنان خونگرم نیست
گرمخونی گر به چنگ آید، می ناب است و بس
هوش مصنوعی: در این محفل پرهیجان، هیچ کس هیچ علاقمندی ندارد. فقط اگر کسی بتواند احساسات و شور و شوق را در دل خود پیدا کند، همانند یک می ناب ارزشمند خواهد بود.
طالع شهر زنان دارد نگارستان هند
هست هرچیزش فراوان، مرد کمیاب است و بس
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف زیباییهای هند پرداخته میشود و به ویژه به زنان آنجا اشاره میکند که از زیبایی و فراوانی برخوردارند. همچنین به ناپیدایی مردان اشاره میشود و به نوعی نشان میدهد که در میان این همه زیبایی، مردان کمتر به چشم میآیند.
گشت رطب و یابسش در چشم طغرا بی مزه
در نظر چیزی که شیرین آیدش، خواب است و بس
هوش مصنوعی: در چشم کسی که طعم شیرینی را نمیفهمد، همه چیز بیطعم و بیمزه به نظر میرسد. حتی چیزهایی که ممکن است خوشمزه و دلپذیر باشند، برای او فقط خواب و خیالاند.
عالم خاکی، چه هندستان، چه ایران، پرغم است
عالمی که غم ندارد،عالم آب است و بس
هوش مصنوعی: دنیا، چه در هندستان باشد و چه در ایران، پر از غم و اندوه است. جهانی که غم نداشته باشد، تنها دنیای آب و زندگی است.