برگردان به زبان ساده
گفتی از جور فراقت چه به من میگذرد
آنچه از باد خزانی به چمن میگذرد
هوش مصنوعی: تو پرسیدی از درد جداییات چه بر من میگذرد، حال آنکه میدانم این حال، همانند تأثیر باد سرد پاییزی بر گلستان است.
خونم از شوق به جوش آمده ای همسفران
تا کجا حرف عزیزان وطن میگذرد
هوش مصنوعی: احساسم از شادی به جوش آمده است، ای همراهان! تا کجا میتوان در مورد عزیزان وطن صحبت کرد؟
به سراغم همهجا گریهکنان میآیی
گر بدانی که به غربت چه به من میگذرد
هوش مصنوعی: وقتی به یاد من میافتید، در همه جا با اشک و اندوه سراغم میآیید، اما اگر بدانید که در این تنهایی و دوری چقدر درد میکشم، شاید رفتارتان تغییر کند.
طرفه راهیست ره عشق که هرکس سر کرد
از غم جان و ز اندیشه تن میگذرد
هوش مصنوعی: عشق راهی شگفتانگیز است که هر فردی که وارد آن شود، از رنج جان و فکر بدن خود عبور میکند.
لب ز افسانه فروبند که در محفل عشق
سخن آنجا همه از تیغ و کفن میگذرد
هوش مصنوعی: سکوت کن و از داستانها حرف نزن، زیرا در فضای عشق همه به موضوعات سخت و جدی مانند مرگ و جدایی میپردازند.
بگذرد بر دلم از یاد وطن آنچه طبیب
به عقیق از غم حرمان به یمن میگذرد
هوش مصنوعی: دلتنگی و غم دوری از وطن چنان بر دل من میگذرد که طبیب هنگام درمان بیماران، عقیقی را که نشانهی خوشبختی و شفا است به بیمار هدیه میدهد.