برگردان به زبان ساده
مائیم و فراق دیده ای چند
بار غم دل کشیده ای چند
هوش مصنوعی: ما در غم دوری هستیم و چندین بار با دل حزین خود گریستهایم.
وارسته زنام و فارغ از ننگ
از دام بلا رمیده ای چند
هوش مصنوعی: آزاد از نام و بیخبر از عیب و ننگ، چندان از چنگال بلا گریختهای.
از شور جنون بکوه و صحرا
سیلاب صفت دویده ای چند
هوش مصنوعی: از شدت جنون، مثل سیلابی که در کوه و دشت میدود، چند بار به این سو و آن سو رفتهای؟
از بخت سیه ز زندگانی
چون شمع، طمع بریده ای چند
هوش مصنوعی: از بدشانسی زندگی مثل شمعی است که امیدهایش را از دست دادهای؛ پس چرا هنوز به امیدهایت چنگ میزنی؟
صدبار بکوچه ملامت
چون اشگ بسر دویده ای چند
هوش مصنوعی: بارها به کوچه ملامت رفتهای، مثل اینکه اشکهایت برای دلتنگی پشت سر تو میدوند.
در گوشه غم هزار ناله
از پرده دل شنیده ای چند
هوش مصنوعی: در گوشهای از دل پر از غم، صدها ناله و گریه را شنیدهای که از عمق احساسات برمیخیزد.
از باده عشق گشته سرمست
در میکده آرمیده ای چند
هوش مصنوعی: از شراب عشق مست شدهام و در میخانه آرام گرفتهام، چقدر اینجا ماندهام؟
از بیم فریب عقل بر خویش
افسوس جنون دمیده ای چند
هوش مصنوعی: نگران فریبی که عقل به تو میزند، افسوس این را بخور که چه بارها دیوانهوار به خودت اجازه دادی.
ازمزرع عشق دانه خورده
از دام هوس رمیده ای چند
هوش مصنوعی: از مزرعه عشق دانهای برداشتی و از دام هوس دوری گزیدهای.
پیراهن خود برنگ لاله
در خون جگر کشیده ای چند
هوش مصنوعی: پیراهن خود را با رنگ خون و درد جگر آغشته کردهای، چند بار این کار را انجام دادهای؟
افسوس طبیب روزگارت
شد تیره ز نور دیده ای چند
هوش مصنوعی: متاسفم که در این دنیا، پزشک دوران تو به خاطر مشکلاتی که به وجود آمده، تحت تاثیر قرار گرفته و سعادتش زائل شده است.