برگردان به زبان ساده
خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
در زیر سر نهاده خشتی و خفته باشم
هوش مصنوعی: خاکی که به مژگانم نشسته، برای من خوشایند است، اگر روزی به یاد تو در زیر سرم سنگی گذاشته و به خواب رفته باشم.
خاص تو کرده ام دل کاوش کنش بمژگان
دراین خرابه گنجی شاید نهفته باشم
هوش مصنوعی: دل من را فقط به خودت اختصاص دادهام. با مژگان خود بررسی کن، شاید در این ویرانه گنجی پنهان داشته باشم.
عشق تو کردم اظهار شد رنجه طبع اغیار
کی می توانم انکار حرفی که گفته باشم
هوش مصنوعی: من عشق تو را ابراز کردم، اما دیگران از این موضوع نگران شدند. چگونه میتوانم چیزی را که گفتهام انکار کنم؟
صد گل درین گلستان بشکفت و جور گلچین
گو یک دو روز بگذار منهم شکفته باشم
هوش مصنوعی: در این گلستان، صد گل شکفته شدهاند. ای گلچین، کمی تأمل کن و بگذار من هم چند روزی باز شوم و زیبایی خود را نشان دهم.
بر من طبیب پنهان بستند بس رقیبان
من هم بود کز ایشان حرفی نهفته باشم
هوش مصنوعی: طبیب پنهانی به من کمک کرده است، چون رقبای زیادی دارم که ممکن است از من چیزی را پنهان کرده باشند.