برگردان به زبان ساده
رحمی، رحمی که از کنارم
رفتی تو و کشت انتظارم
هوش مصنوعی: به یاد تو با ذوق و شوقی که از دست رفته، در حسرت دیدارت روزها را سپری میکنم.
هر چند که تیره روزگارم
صد شکر پسند طبع یارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به خاطر روزگار سختی که دارم، همچنان شکرگزارم که طبع و سلیقه یارم را دوست دارم.
هر دم بهوای تیغش از جیب
چون شمع سر دگر برآرم
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر زیبایی و جذابیت او، مانند شمعی که سرش را بلند میکند، از جیب بیرون میآورم.
از سوختنم گزیر نبود
در گلشن روزگار خارم
هوش مصنوعی: در باغ زندگی چارهای جز سوختن نداشتم، چرا که در بین گلها، من خود یک خار بودم.
چون غنچه چیده نیست هرگز
پروای خزان غم بهارم
هوش مصنوعی: من مانند یک غنچه هستم که هنوز چیده نشده و هرگز نگران سرمای خزان نیستم؛ چون بهار زندگیام را تجربه میکنم.
در بستر غم شب جدائی
می نالم و همدمی ندارم
هوش مصنوعی: در شب جدایی، در حالتی غمگین به تنهایی ناله میزنم و هیچ همدمی ندارم.
زحمت ندهم بچاره سازان
کز چاره گذشته است کارم
هوش مصنوعی: من نمیخواهم برای کسانی که در تلاشند به من کمک کنند، زحمت ایجاد کنم، زیرا من دیگر از راهحلها عبور کردهام.
شد آب و زدیده ام روان شد
از آتش عشق جسم زارم
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک و بر اثر شعلههای عشق، جسم ناتوانم در حال سوختن است.
گیرم که طبیب دوست بخشد
از کرده خویش شرمسارم
هوش مصنوعی: فرض کن که پزشک دوست، به خاطر اشتباهاتش از من عذرخواهی کند، اما من هنوز هم شرمندهام.