برگردان به زبان ساده
ای بر تو ناروا بدکاران
بر تو روان دعای نکوکاران
هوش مصنوعی: ای کسی که بدکاران بر تو ستم میکنند، دعای نیکوکاران برای تو به آسمان میرود.
بیدار بخت نیک ترا ناید
حاجت به پاسبانی بیداران
هوش مصنوعی: اگر روح و شانس خوبی داشته باشی، نیازی به مراقبت و حمایت از بیدارانی نخواهی داشت.
یزدانت کافرید نگه دارد
بی پاس و بی سپاس نگهداران
هوش مصنوعی: خدای یزدان، کافری است که بدون نیاز به پاسداری و سپاس از نگهبانان، نگاهبان است.
امروز در زمانه توئی مطلق
تیمار دار روز تیمار داران
هوش مصنوعی: امروز، تو در این زمان باید به دیگران محبت و توجه کنی؛ روزی که مختص افرادی است که در حال مراقبت از دیگران هستند.
با ما توئی بمصلحت عالم
از بهتری بسینه بیماران
هوش مصنوعی: تو با ما هستی، زیرا صلاح جهانیان در این است که بدانی چقدر اهمیت دارد به دل بیماران رسیدگی کنی.
الحق بزرگوار عطائی تو
زاینرو ببندگان و پرستاران
هوش مصنوعی: به راستی، ای بزرگوار، تو بخششهایی داری که به بندگان و خدمتگزارانت میعطایی.
یک موی را که از سر تو ریزد
صد جان بهاست نزد خریداران
هوش مصنوعی: هر مویی که از سر تو بیفتد، برای خریداران ارزش و بهایی به اندازه صد جان دارد.
بر موی و بر تن تو بداندیشی
دیوانگان کنند نه هشیاران
هوش مصنوعی: دیوانگان به موی و تن تو بدبین میشوند، اما افراد خردمند چنین برداشتهایی ندارند.
دولت سرای عمر عزیزت را
هستند جاه و دولت معماران
هوش مصنوعی: استحکام و ثبات زندگی گرانبهای تو به دست معمارانی است که قدرت و موقعیت را در اختیار دارند.
معمار نیک نیک همی داند
ما کاریگران نیک ز بیکاران
هوش مصنوعی: معمار خوب به خوبی میداند که ما اهل کار و تلاش هستیم و از افرادی که کاری نمیکنند، متفاوتیم.
گر برکنند دروی و نگذارند
خاصه فرو برنده دیواران
هوش مصنوعی: اگر درویشی را از دراز بگیرند و نگذارند که خاصه بر دیوارها فشار آورد، احتمالاً به این معناست که اگر کسی قادر به انجام کارهای بزرگ نباشد و موانع را بردارد، ممکن است مشکلاتی پیش بیاید که بر دیگران تأثیر بگذارد.
تو صاحبی و صاحب اقبالی
واعدات گشته صاحب ادباران
هوش مصنوعی: تو مالکی و دارای قدرت و خوششانسی هستی، اما تقدیر به گونهای رقم خورده که با اقبال منفی مواجه شدهای.
گشتند خصم جان تو مرمشتی
کم قیمتان و اندک مقداران
هوش مصنوعی: دشمنان جان تو کم ارزش و اندک هستند.
بر جان تو شده ستم اندیشان
بر جان خویش بوده ستمکاران
هوش مصنوعی: ستمکاران به دیگران ظلم میکنند، در حالی که خودشان نیز به خاطر افکار ستمگرانهشان، بر جان خودشان ظلم میرود.
پنداشتند کار شود زین به
بیچارگان بعهده پنداران
هوش مصنوعی: تصور کردند که با این کار، وضعیت بیچارگان بهتر خواهد شد، درحالیکه این وظیفه بر عهده کسانی است که به نصیحت و اندرز میپردازند.
زاری دهد خلاص گرفتاری
این طرفه زاری ز گرفتاران
هوش مصنوعی: این شعر به بیان وضعیت کسانی میپردازد که از درد و رنجی عمیق رنج میبرند و فریاد میزنند. ناله و زاری آنها به صورت خلاصهای از گرفتاریها و مشکلاتشان خود را نشان میدهد و به نوعی به حس همدردی و درک عمیق از وضعیت آنها اشاره دارد.
با دولت تو سربسری جستند
. . . بگنج و جمله سنجاران
هوش مصنوعی: با نعمت و خوشبختی تو، سرها را به سوی گنج و ثروتهای سنجار خم کردند.
بر تو چگونه خیره شدندی پس
مشتی امیر کم شده هنجاران
هوش مصنوعی: چگونه میتوانند به تو نگاه کنند در حالی که برخی از افراد مهم و تأثیرگذار از رفتارهای ناپسند کاسته شدهاند؟
کردند بر تو غدر و نشد رایج
وان غدر بازگشت به غداران
هوش مصنوعی: به تو خیانت کردند ولی این خیانت به آنها بازگشت و عاقبت دامن خودشان را گرفت.
عیاری از گزاف همی جستند
تا یافتند ماتم عیاران
هوش مصنوعی: عدهای از روی بیپرواخی به دنبال ماجراجویی بودند تا اینکه درد و غم عیاران را پیدا کردند.
خونخوار خواستند شدند حاشا
خون ریخته شدند نه خونخواران
هوش مصنوعی: برای تحقق آرزوهایشان، کسانی با نیتهای سودجویانه و بیرحم وارد میدان شدند، اما در نهایت به جای آنکه هدفشان برآورده شود، تنها در تلهای گرفتار شدند که خود ایجاد کرده بودند و به هیچوجه موفق نشدند.
یزدان عزیز جان ترا روشن
دارد بسان سینه ابراران
هوش مصنوعی: خداوند عزیز جان تو را مانند دل ابرها روشن و روشنایی میبخشد.
بر تو خدای روشن گردانید
اسرار مکر کردن مکاران
هوش مصنوعی: خداوند رازهای نیرنگ و فریب را برای تو روشن کرده است.
بر تو بسی کرامت حق دیدند
روشن دلان و صاحب اسراران
هوش مصنوعی: روشندلان و افرادی که به رازها آگاهند، بسیاری از فضایل و آثار الهی را در وجود تو مشاهده کردند.
در هر رهی که چاره نداند کس
یاد تو است چاره بی چاران
هوش مصنوعی: در هر مسیری که هیچ کس راه حلی نداشته باشد، یاد تو به عنوان راهحل بیچارههاست.
اقبال و بخت و دولت یارندت
بد را کجا هلند بتو یاران
هوش مصنوعی: خوش شانسی و فرصتها همراه تو هستند، اما رفیقانت کجا تو را تنها میگذارند؟
از تو بدی نیامد و هم ناید
از بد شعار قوم جفاکاران
هوش مصنوعی: از تو بدی نیامده و نخواهد آمد، چون بدی از سوی مردم ستمکار است.
در شوره زار یأس فرو خشکید
تخم امید فرقه طراران
هوش مصنوعی: در زمین خشک و بیآب و علفی که امیدها بیثمر شدهاند، بذر آرزوها و خوشبینیها به کلی نابود شده است.
جبار دست دادت در گیتی
تا بشکنی تو گردن جباران
هوش مصنوعی: جباران در دنیا به تو قدرتی دادهاند تا بتوانی آنها را نابود کنی.
دست عنایت تو بیندازد
بار گران ز پشت گرانباران
هوش مصنوعی: دست لطف تو سنگینی بارهای سنگین را از دوش افراد برمیدارد و آنها را سبک میکند.
تیمار و غم مبادت تا باشی
تیمار دار یافته تیماران
هوش مصنوعی: اگر خودت را دچار غم و اندوه نکنی، میتوانی به دیگران آرامش و محبت بدهی.
تا برشکستگی و نگونساریست
زلفین لاله عارض دلداران
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلفهای زیبا و رخسار دلبران در هم بریزد و به زوال برود، زیبایی و خوشیها در دل عاشقان باقی است.
بادا رخ مؤالف جاه تو
با آب و رنگ لاله بکهساران
هوش مصنوعی: خوشا آن چهره آشنای تو که با زیبایی و رنگ لالهها بر دشتهای سرسبز نقش بسته است.
اعدای تو چو زلف بتان بر رخ
درهم شکسته گان و نگونساران
هوش مصنوعی: شما به زیبایی زلفهای معشوقان هستید که برای کسانی که تحت فشار و غم هستند، چهرهای آشفته و ناهنجار ایجاد میکند.
آنان که رخ ز امر تو برتابند
موها شوند بر تنشان ماران
هوش مصنوعی: افرادی که از فرمان تو سرپیچی کنند، موهایشان به مانند مارهایی بر روی تنشان میپیچد و زنده میشود.