برگردان به زبان ساده
امروز مرا فرقت آن روی چو ماه است
در هجر ندانم که در آفاق چه ماه است
هوش مصنوعی: امروز دوری و جدایی از آن چهره زیبای چون ماه، برای من طاقتفرساست و نمیدانم در این دنیا چه زیبایی دیگری وجود دارد.
از خلق نخواهم که کنم درد تو پنهان
اما چه کنم این دو رخ زرد گواه است
هوش مصنوعی: من نمیخواهم که دیگران زخمهای تو را از من پنهان کنند، اما چه کنم که چهرهی بیروح و زرد تو خود نشاندهندهی درد توست.
گوید که مکش آه، مرا آه چه سازد
خورسندی بیمار چو از ناله و آه است
هوش مصنوعی: میگوید که نگذار آه بکشم، زیرا آه من چه سودی دارد. شادی بیمار از ناله و آه او ناشی میشود.
زلف آمد و بگرفت همه عارض او را
آشفتگی من همه از زلف سیاه است
هوش مصنوعی: زلف محبوب به چهره او پیچیده و در بیناییام اختلال به وجود آورده است. تمام این آشفتگی من ناشی از آن زلف سیاه است.
کردم نظری و دلم افتاد درین قید
از قید دل ای دیده ترا عین گناه است
هوش مصنوعی: من به دنیا نگاه کردم و متوجه شدم که گرفتار عشق شدهام. ای چشم، این نگاه کردن تو به من، خود گناهی است بزرگ.
ای دل چو اسیر سر زلف و ذقنی تو
شب حاضر خود باش که در راه تو چاه است
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که تو در دام زیباییهای او گرفتار شدهای، باید در این شب تنها به فکر خودت باشی، چرا که در مسیر عشق تو، خطرها و مشکلاتی lurking است.
باشد رخ صوفی و قدوم تو چو در شهر
مقبول بود زر که برو سکه شاه است
هوش مصنوعی: اگر چهرهی صوفی و حضور تو در این شهر مورد پسند باشد، آن وقت مانند سکهی طلا در دست مردم ارزشمند خواهد بود، چرا که تو خود نماد والایی و ارزشمندی.