برگردان به زبان ساده
ای توتیای دیده من خاک راه تو
جانم فدای غمزه چشم سیاه تو
هوش مصنوعی: ای نگین چشم من، من همه چیزم را فدای زیبایی و نگاه دلربای تو میکنم.
ای شهسوار حسن عنان را کشیده دار
کز حد گذشت ولوله دادخواه تو
هوش مصنوعی: ای پهلوان با حسن، مهارتت را به کار بگیر، چرا که او از حد خود فراتر رفته و درخواست کمک تو را دارد.
بر بام قصر چون بگشادی نقاب دوش
شرمنده گشت ماه ز روی چو ماه تو
هوش مصنوعی: وقتی که پرده را کنار زدی و بر بام قصر ظاهر شدی، ماه از زیبایی چهرهات شرمنده شد و مانند تو محجوب گردید.
بگریخت دل به کوی تو آمد به صد شتاب
نیکوش دار چون بود اندر پناه تو
هوش مصنوعی: دل به سرعت به جایی از تو پناه برد که در آن ایمنی و آرامش دارد، پس مراقب باش که چطور از او نگهداری میکنی.
ای دل خموش باش که از ناله شبت
سوزند قدسیان سماوات ز آه تو
هوش مصنوعی: ای دل، ساکت باش که نالههایت آسمانیان را میسوزاند.
چشمم به حال زار دل خویش می گریست
دل گفت چون کنم که بود این گناه تو
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر حال بد قلبم اشک میریزد و دل میگوید که چهکار کنم که این وضعیت ناشی از گناه توست.
صوفی تو جان خویش نهان از چه می کنی
چون شعر جان گداز تو باشد گواه تو
هوش مصنوعی: ای صوفی، چرا جان خود را پنهان میکنی؟ در حالی که شعرت که جان را به آتش میکشاند، شاهدی بر وجود توست.