برگردان به زبان ساده
ای شاه حسن بر من مسکین زکوه ده
دل مرده ام مرا زلب خود حیات ده
هوش مصنوعی: ای شاه زیبا، بر من فرد نیازمند که دلعبوس و مردهای دارم، از لبهای خود به من زندگی و نشاط ببخش.
چشم مرا ز خاک قدم ساز پر ز کحل
نیکی کن این زمان و به بحر فرات ده
هوش مصنوعی: چشم من را از خاک پاهایت بیارای و پر از سرمه کن؛ این زمان به آب فرات بده.
از شوق روی خوب تو دارم رخی چو زر
وجه مرا ببین و ازان لب نبات ده
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، رنگ و رویی چون طلا دارم. به چهرهام نگاه کن و از لبهای شیرینم چیزی بگیر.
دل در کمند زلف تو افتاد و شد اسیر
از بند آهوی حرم است او نجات ده
هوش مصنوعی: دل من در دام موهای تو گرفتار شده و به اسیری در آمده است. مانند آهوی حرم، به کمک نیاز دارد تا نجات یابد.
جز یاد دوست هر چه بود هست مهملات
ای دل بیا و ترک همه مهملات ده
هوش مصنوعی: به جز یاد دوست، هر چیز دیگری بیارزش است. ای دل، بیایید و همه چیزهای بیمعنی و بیفایده را کنار بگذاریم.
نشناخت قدر خاک کف پای تو رقیب
ای مه به داغ آتش هجران برات ده
هوش مصنوعی: رقیب تو ارزش و اهمیت تو را درک نکرده است، ای عزیز. او به خاطر جدایی از تو، به شدت در حال سوختن و رنج بردن است.
فصل صبوح زان می حمراکه خورده ای
ساقی مرا به لطف ازآن باقیات ده
هوش مصنوعی: در این صبح زیبا، ای ساقی، از آن می خوش رنگی که نوشیدهای، با لطف خود به من باقیات و یادگاری بده.
خواهی تو صوفیا که بیابی ز خود حضور
بردار از وطن دل و ترک هرات ده
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به حقیقت خود دست یابی و به آرامش برسی، باید دل را از تعلقات دنیوی جدا کرده و از زادگاهت بگذری.