برگردان به زبان ساده
آه از این درد که از عشق مرا در جان است
این چه سوزی است که در سینه مرا پنهان است
هوش مصنوعی: این درد ناشی از عشق، تمام وجودم را تحت تأثیر قرار داده است. این چه آتشی است که در درون من وجود دارد و مخفی مانده است؟
در دلم آتش جوع از هوس بریان است
دل من در رخ جان پرور نان حیران است
هوش مصنوعی: در دل من شوق و craving برای داشتن یک غذا وجود دارد؛ دل من در انتظار نانی است که جانم را سیراب کند.
مرهم درد دل من نبود جز کشکک
«این چه دردی است که در سینه مرا پنهان است»
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز کشکک نمیتواند آرامبخش درد دل من باشد. این چه دردی است که در سینهام پنهان شده است؟
نیست بی یاد برنج و حبشی یک نفسم
ور بر آید به من دل شده صد تاوان است
هوش مصنوعی: هیچ کس نیست که بدون یاد برنج و حبشی برای من نفس بکشد؛ اگر هم به من برسد، دل برآمدهاش، برای من بهایی گزاف خواهد داشت.
هر که جان داد و دلی، بره بریان بخرید
گو غنیمت شمر امروز که بس ارزان است
هوش مصنوعی: هر کسی که جان و دلش را فدای عشق کرد، امروز از آن بهرهای دارد که مانند گوشت بریان با ارزانی به دست آورده است. پس این فرصت را غنیمت بشمار، زیرا این فرصت زیرکانه و کمیاب است.
خسرو اطعمه ها گوشت بود در عالم
باد پاینده در آفاق چو او سلطان است
هوش مصنوعی: خسرو اطعمهها همانند گوشتی است در دنیای باد، که در سراسر عالم پایدار است، چرا که او همانند سلطانی بزرگ میباشد.
دوش می برد یکی صحن برنجی ز غمش
وه که امروز چو پالوده دلم لرزان است
هوش مصنوعی: دیشب یکی از غمهایش زینتکاری برنجی را برداشت و من امروز مانند پودینگ ناپایدار و لرزان احساسم.
بوی حلوای برنج و نخوداب آمد دوش
صوفی امروز ازین واقعه سرگردان است
هوش مصنوعی: دشب عطر خوش برنج و نخوداب به مشام رسید و صوفی امروز به خاطر این اتفاق دچار سردرگمی شده است.